درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > ایران > روابط خارجی > خلیج فارس، منطقه > (۹ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. ?The Gulf States and Iran: Robust Competitors or Interested Bystanders ، آبان ۱۳۸۸
دولت‌های خلیج و ایران: رقبای سخت یا طرف ذی‌نفع؟
متن حاضر به بررسی روابط دول منطقه خلیج فارس با ایران و عوامل تاثیرگذار بر آن می‌پردازد. نویسنده در این متن عنوان می‌دارد که احساس ناامنی، منافع اقتصادی، پیوندهای فرهنگی و اشتراکات جغرافیایی بر این روابط تاثیر داشته و رفتار دوگانه‌ای را برای دولت‌های این منطقه در برخورد با ایران شکل داده است. وی در طول مقاله کوشیده است که ضمن تبیین این عوامل تلاش دول منطقه برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران به گونه‌ای که با فائق آمدن بر احساس ناامنی خود پیوندهای اقتصادیشان با ایران را نیز حفظ نمایند را بررسی نماید.
پایان جنگ ایران و عراق، فرصتی مناسب برای همه کشورهای منطقه خلیج‌فارس پدید آورد تا گرد هم آیند و مناقشات خود را در فضایی آکنده از برادری و برابری حل کنند و امنیت پایدار را مستقر سازند تا منطقه شاهد صلح و ثبات باشد. متاسفانه این موضوع به لحاظ پاره‌ای ملاحظات جانبی تحقق نیافت.
ایران در اوایل حکومت محمدرضا پهلوی سیاست محکمی نسبت به منطقه خلیج فارس و دریای عمان نداشت. با تضعیف تدریجی دولت انگلیس و تحکیم بیشتر حاکمیت پهلوی زمینه برای قدرت ایران در این منطقه بویژه در دهه ۱۹۶۰ به دلایل داخلی و خارجی نظیر افزایش قدرت و حضور نظامی ایران در حوزه خلیج فارس و دریای عمان افزایش یافت. در آغاز دهه ۱۹۷۰ ایران با حاکمیت مجدد بر جزایر ایرانی این حوزه و نظارت بر تنگه راهبردی هرمز، روابط خود با کشورهای عربی را نیز افزایش داد. اوج قدرت‌نمایی ایران در منطقه، فرستادن نیرو به عمان برای سرکوب مخالفان مارکسیست سلطان قابوس بود. می‌توان گفت که خلیج فارس و دریای عمان جایگاه ممتاز خود را در سیاست خارجی دولت پهلوی تا زمان فروپاشی این سلسله حفظ کرد.
تعامل متقابلی بین نظام درونی، منطقه ای و بین‌المللی کشورها وجود دارد که بر اثر آن برنامه ها و کارگروههای دستگاه سیاست خارجی با هدف تامین منافع ملی شکل می‌گیرد. کشورهای منطقه ژئوپولتیک خلیج فارس بویژه ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و باییست در فرایند دیپلماسی خارجی خود خاصه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ این متغیرها از جمله نفوذ و عمق تاثیر سیاستهای ایالات متحده را در طراحی سیاست خارجی خود لحاظ کند. در این راستا سیاست تنش زدایی ایران در منطقه و کفتگو با همسایگان و سایر کانونهای قدرت جهانی از جمله اروپا نمونه این راهبرد هاست که به تقویت موقعیت ایران در منطقه و جهان کمک می کند.
برای ارائه تصویری جامع از سیاست خارجی ج.ا.ایران در عرصه روابط منطقه‌ای و بین‌المللی نوشتار حاضر در پنج محور شامل :تاثیر متغیرهای جغرافیایی و عوامل ژئوپلتیک از جمله فروپاشی نظام کمونیستی شوروی و ایجاد منطقه آسیای مرکزی و قفقاز در همسایگی شمال ایران و قرار گرفتن ایران بین دو منطقه مهم انرژی خزر و خلیج فارس بر سیاست خارجی، ویژگی‌ها اصول و مبانی رفتاری سیاست خارجی، چالشهای فراروی سیاست خارجی، اولویتها در روابط خارجی و اهمیت اقتصاد، تجارت و مباحث ژئو اکونومیکی در روابط خارجی مورد بررسی قرار داده و با اشاره به موقعیت ایران در خلیج فارس به بررسی روابط ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس بویژه عمان پرداخته است.
سیستم سنتی امنیتی خلیج فارس پیش از اشغال کویت توسط عراق مبتنی بر موازنه قدرت بین ایران، عراق و عربستان به همراه حضور کمرنگ نظامی ایالات متحده در منطقه بود. این روند پس از اخراج عراق از کویت و حضور موثرتر آمریکا در منطقه که با سقوط دولت عراق در سال ۲۰۰۳ به اوج خود رسید، به شکل گیری مثلث نوین امنیتی در خلیج شامل آمریکا، عربستان و عراق انجامید که این امر تهدیدهای جدید امنیتی برای ایران بدنبال خواهد داشت. ایران در برخورد با این تهدیدات دو گزینه شامل این موارد را درپیش رو دارد : در خواست از سایر کشورهای خارجی برای حضور در خلیج و دیگری تقویت سیاست موازنه داخلی و خود اتکایی. لذا با توجه به سیاست ایران مبنی بر عدم دخالت قدرتهای خارجی در خلیج فارس، تقویت موازنه داخلی تنها راهکار ایران است.
دیدار شیخ صباح الاحمد نخست وزیر و وزیر امور خارجه کویت و هیات همراه از ایران که در آستانه حمله آمریکا به عراق و در مرحله‌ای حساس و خطرناک انجام گرفت، نشانگر تغییر سیاست‌های ایران و کشورهای منطقه در برقراری روابط دوجانبه و چندجانبه متناسب با چالش‌های جدید بین‌المللی از جمله تروریسم، جهانی شدن، نفت، موافقت‌نامه گات و غیره و در راستای منافع ملی و منطقه‌ای است. دیدار هیات کویتی از ایران نیز که در راستای این سیاست و با توجه به موقعیت ژئوپلتیک خلیج‌فارس از ایران صورت گرفته در همین خصوص قابل بررسی است.
مقاله حاضر به بررسی احتمال به وجود آمدن یک چارچوب امنیتی با در نظر گرفتن سیاست مذاکره در واشنگتن بعد از اجرای سیاست جدید «تهدید دوجانبه» در منطقه خلیج فارس می‌پردازد که شامل ایران نیز می‌شود. در نهایت اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند که اگر کشورهای حوزه خلیج فارس بتوانند استقلال و تمامیت ارضی یکدیگر را محترم بشمارند، به سیاست عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر وفادار بمانند و روابط اقتصادی مشترکی را باعث توسعه اقتصادی آنان گردد بنیان نهند کاهش مخارج و روابط امنیتی جهان‌شمول‌تری را بدست خواهند آورد.
تجربه نشان داده است که تنها راه ایجاد امنیت و آرامش در خلیج فارس، همکاری کشورهای منطقه برای تشکیل نظامی امنیتی در منطقه با شرکت ایران، عراق و کشورهای عربی جنوب خلیج فارس است. در غیر اینصورت با دخالت نظام تک‌قطبی یا موازنه منطقه‌ای کار به رقابت‌های نظامی و مسابقه تسلیحاتی می‌کشد؛ در نتیجه تشنج و ناامنی در منطقه بیشتر می‌شود. به طور کلی می‌توان گفت که امنیت خلیج فارس و تعادل نیروها در این منطقه که در سیاست بین‌المللی و محاسبات ژئو استراتژیک جایگاه خاصی دارد، به طور عمده با نقش ایران و عراق ارتباط مستقیم می‌یابد.

۱