درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > ایران > روابط خارجی > چین > (۵۴ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. International Conference on “Pakistan-China-Iran: A Trident of Regional Connectivity” ، آذر ۱۳۹۶
پاکستان ـ چین ـ ایران: سه‌گانه پیوند منطقه‌ای
مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام آباد (ISSI) روز 19 دسامبر میزبان یک کنفرانس بین‌المللی با عنوان «پاکستان ـ چین ـ ایران: سه‌گانه پیوند منطقه‌ای» با حضور مقامات و کارشناسانی از پاکستان، چین و ج.ا.ایران بود. این کنفرانس دارای سه پنل با عناوین زیر بود: اول: "پاکستان ـ چین ـ ایران: تحلیل چشم‌اندازهای همکاری سه جانبه"؛ دوم: "پاکستان ـ چین ـ ایران: ابتکاراتی برای پیوند منطقه‌ای" و سوم: "چالش‌های پیش روی همکاری سه جانبه و مسیر پیش رو". محورهای مهم بیانات سخنرانان بدین قرار بود: در مراسم گشایش کنفرانس، احسن اقبال، وزیر کشور پاکستان، تأکید کرد که لازم است ایران و پاکستان از رویکرد چین در زمینۀ کسب منافع از طریق ایجاد صلح در منطقه درس بگیرند. وی پیشنهاد داد سه کشور یک جامعه رفاه مشترک تشکیل دهند.
با روی‌کار آمدن دولت حسن روحانی، ایران دور جدیدی از مذاکرات فشرده و مستمر را با دولت‌های عضو گروه 1+5 آغاز کرد که درنهایت به توافق جامع هسته‌ای وین یا «برجام» منتج شد. دراین‌خصوص، علی‌رغم کاهش تنش‌ها و متعاقبا احیای روابط ایران و غرب به‌ویژه اروپا، نه‌تنها سطح مناسبات ایران و چین حفظ شد، بلکه توسعۀ قابل ملاحظه‌ای را نیز تجربه کرد. با توجه به این موضوع، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که چه عواملی در گسترش مناسبات ایران و چین پس از توافق نهایی هسته‌ای یا « برجام» نقش مهمی ایفا کرده است؟
به باور نویسنده، منافع مشترک ایران، چین و روسیه در نظم درحال گذار بین‌المللی روبه‌افزایش است. پیشبرد چندقطبی‌گرایی، ثبات و امنیت در خاورمیانه، آسیای مرکزی و افغانستان، مبارزه با تروریسم، پیشبرد همگرایی منطقه‌ای در اوراسیا و همکاری‌های نظامی را می‌توان ازجمله منافع مشترک آنان برشمرد؛ اما علی‌رغم منافع مشترک روبه‌رشد، مکانیسم‌های همکاری سه‌جانبه میان این کشورها هنوز تعریف نشده است. مثلث استراتژیک ایران، چین و روسیه هنوز نهادینه نشده است. عواملی چون ضعف بروکراسی‌های استراتژیک در سه کشور، تعارض اولویت‌های آنان با یکدیگر، عدم تقارن در قدرت و اولویت‌های ملی آنان، ناهمگونی ارزشی و روابط متفاوت آنان با مجموعۀ غرب را می‌توان مهم‌ترین علل نهادینه نشدن این مثلث دانست.
۴. Küresel rekabette jeopolitik stratejiler ، خرداد ۱۳۹۵
استراتژی‌های ژئوپلیتیک در رقابت جهانی
در نوشتار حاضر شرایط منطقه ازمنظر استراتژی‌های مختلف بررسی شده و تئوری‌های اندیشمندانی مانند برژینسکی و الکساندر دوگین به‌مثابه چهارچوب نظری بحث دیده شده است. در این نوشتار ضمن تاکید اساسی بر اهمیت منطقۀ اوراسیا و آسیای مرکزی، بر این نکته پافشاری شده است که صحت دیدگاه‌های افرادی مثل برژینسکی در قرن معاصر و قبل از آن، تئوری هارتلند مکیندر که آسیای مرکزی را قلب زمین تصور کرده بود، امروز روشن می‌شود. به باور نویسندگان، که اگر اتحاد فراآتلانتیک، قدرت دریایی اول جهان را تشکیل داده است، می‌توان گفت که در برابر آن، اتحاد اوراسیایی متشکل از روسیه، ایران و چین نیز قدرت زمینی نظامی برتر را به خود اختصاص داده است.
ایران و چین در دو سوی قارة کهن، ازمنظر اقتصادی مکمل یکدیگر قلمداد می‌‏شوند. باوجوداین، هیچ‌گاه روند همکاری‌های دو کشور مبتنی‌بر معیارها و اصول راهبردی نبوده است. بسط روابط با چین بی‌گمان یکی از مهم‌ترین‌تحولات سیاست خارجی ایران در سالیان اخیر بوده است. اکنون چین یکی از مهم‌ترین شرکای اقتصادی ایران و در صحنۀ بین‌المللی نیز از حامیان ایران به‌شمار می‌رود. ازآنجاکه قدرت چین به‌گونه‌ای روزافزون درحال گسترش است، مناسبات با این کشور در سال‌های آتی اهمیت بسیار بیشتری برای سیاست خارجی ایران خواهد داشت. در کتاب حاضر با توجه به اهمیت روابط دو کشور سعی شده است مهم‌ترین مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در روابط دو کشور با نگاهی آسیب‌شناختی مورد بررسی قرار گیرد.
اجرایی شدن برجام احتمالا باعث کاهش انگیزۀ آمریکا برای محدودسازی روابط ایران و چین خواهد شد. افزون‌براین، سفر شی جین پینگ به ایران نقطۀ عطفی در روابط دو کشور است؛ ازآنجاکه نقش رهبران در سیاست خارجی دو کشور پررنگ است، بنابراین نقش‌آفرینی دیپلماسی سران در آینده روابط دو کشور را می‌توان پراهمیت دانست. به باور نویسنده، برداشته شدن تحریم‌ها، تقویت دیپلماسی سران و مکمل بودن اقتصادهای دو کشور، زمینه‌های همکاری دو کشور در آینده را افزایش خواهد داد. بنابراین منطقی است که منتظر رشد و توسعۀ سریع روابط ایران و چین در دورۀ پساتحریم باشیم.
هدف اصلی نوشتار حاضر بررسی ریشه‌های نوسان موجود در روابط میان ایران و چین و عدم شکل‌گیری رابطۀ مبتنی‌بر همکاری فراگیر در دوران بعد از انقلاب تا سال 2013 با تکیه بر بنیان‌های راهبردی دو کشور است. به باور نویسنده، درحالی که راهبردهای سیاست خارجی ایران برای چین، وزنی راهبردی، بلندمدت و فارغ از رفع نیازهای مقطعی درنظر گرفته است، اما سیاست‌گذاری خارجی چینی‌ها همکاری با ایران را تاکتیک‌محور و ابزاری، کوتاه‌مدت، معطوف به موضوع و وابسته به شرایط زمانی می‌داند.
يكي از رويكردهاي مطرح در سياست خارجي ایران، سياست نگاه به شرق است. دراين‌راستا تلاش کرده است تا در جهت تامين بخشي از آرمان‌ها و اهداف سياسي خود با اتخاذ اين رويكرد جديد، از تك‌قطبي شدن ساختار نظام بين‌الملل پس از جنگ سرد، جلوگيري نمايد. دراين‌ميان، چين به‌عنوان يك قدرت برتر در نظام بين‌الملل كه ماتريس قدرتش همواره درحال اوج گرفتن است، مورد توجه دستگاه ديپلماسي ايران قرارگرفت. پرسش اصلي پژوهش حاضر آن است كه ايران از ايجاد ائتلاف راهبردي با چين چه اهدافي را دنبال مي‌كند؟ فرضيۀ پژوهش این است که ايران در پي آن است كه با ايجاد ائتلاف راهبردي، از چين به‌عنوان يك شريك تجاري و متحدي راهبردي در نهادهاي بين‌المللي بهره گيرد.
این نوشتار با بررسی اختلافات ایران و چین در سطوح دوجانبه، منظقه‌ای و جهانی، گامی در راستای توازن‌بخشی به تصویر موجود از این روابط برداشته است. سوال کلیدی مطرح در این گزارش این است که اختلافات دو کشور در حوزه‌های جهانی، منطقه‌ای و دوجانبه کدامند؟ در نگاه به این اختلافات باید به دو نکته توجه داشت: نخست آنکه روابط ایران و چین در یک دهۀ اخیر بسیار سریع گسترش و تعمیق یافته است؛ بنابراین، بروز اختلاف در این رابطه، چندان عجیب نیست. دوم آنکه ایران در سه دهۀ اخیر با هیچ‌یک از قدرت‌های بزرگ روابط دوستانه و خالی از اختلاف نداشته است. نویسنده بر این باور است که باید سازوکاری برای مدیریت این اختلافات و جلوگیری از تاثیرات مخرب آنها بر کلیت روابط طراحی شود.
۱۰. NATO’ya karşı Çin-Rusya-İran cephesi ، فروردين ۱۳۹۴
جبهۀ چین – روسیه – ایران در مقابل ناتو
نویسنده با اشاره به امضای قرارداد امنیتی بین ایران و روسیه و چین، این نظریه را مطرح کرده که در بطن فرایند منطقه‌گرایی در جهان که جایگزین فرآیند جهانی‌سازی شده است، بلوک و پیمان امنیتی روسیه – چین- ایران برای مقابله با ناتو تشکیل می‌شود. به باور نویسنده، هدف از این پیمان امنیتی علاوه‌بر مقابله با گسترش ناتو، بی‌اثرسازی سیاست‌ها و برنامه‌های آمریکا در منطقه و درنهایت خارج ساختن آمریکا از آسیا است. وی در ادامه به این نکته اشاره کرده که دولت ترکیه از مدت‌ها پیش به ضرورت این مساله پی برده است و تلاش برای عضویت ناظر در پیمان شانگهای و قرارداد موشکی با چین و نیز عضویت در بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا گام‌هایی است که دولت ترکیه در این راه برمی‌دارد .

۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ |