درگاه دید > راهنماها > سازمان‌های منطقه‌ای > شورای همکاری خلیج فارس > سياست اقتصادی > (۹ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. Sustainability in the Gulf: Challenges and Opportunities ، مهر ۱۳۹۶
پایداری و استمرار در خلیج فارس: چالش‌ها و فرصت‌ها
با توجه به رشد سریع اقتصادی و جمعیت‌شناختی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در دهة گذشته، موضوع استمرارپذیری به دغدغه‌ای جدی در این کشورها بدل شده است. تغییر الگوی مصرف و مصرف‌گرایی افراطی جوامع این کشورها تغییر در این زمینه و گذار به راهبردهای توسعة پایدار را ضروری می‌کند. از این گذشته، رشد سریع اقتصادی و جمعیتی این کشورها در حوزة فرهنگی و سیاسی هم پیامدهایی جدی به همراه داشته است. کتاب حاضر با مروری بر مهم‌ترین چالش‌های پیش روی این کشورها در مسیر توسعة پایدار و گذار به اقتصاد غیرنفتی، در پی پپاسخ به این پرسش است که این کشورها چگونه می‌توانند از تنش‌ها و تکانه‌های ناشی از دگرگونی‌های بزرگ دهة گذشته جان به‌در ببرند.
به باور نویسنده، اقتصاد سیاسی کشورهای عرب حاشیۀ جنوبی خلیج فارس به‌شکل چشمگیری با متغیری به نام انرژی گره خورده است و همین متغیر نقش بی‌بدیلی در شکل‌بندی اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی این کشورها ایفا می‌کند. به‌دلیل نوسان‌ها و شوک‌های متوالی نفتی، سازماندهی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها بازتعریف شده و شیوۀ رفتار دولت با جامعه دچار تغییر می‌شود. دراین‌میان، گاه امنیت ملی نیز به مثابه متغیری وابسته قبض و بسط پیدا می‌کند.
۳. اهداف توسعۀ پایدار: چالش‌ها و فرصت‌ها برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ، اسفند ۱۳۹۵
Sustainable Development Goals: Challenges and Opportunities for the GCC Countries
در سپتامبر 2015 رهبران جهان توافق کردند که در فاصلة زمانی پانزده ساله تا 2030، هفده هدف توسعة پایدار را که به 169 خرده‌هدف تقسیم‌ شده‌اند محقق کنند؛ اهدافی که درواقع جایگزین اهداف توسعة هزاره (مصوب سال 2000) شدند. نوشتار حاضر، ضمن مروری بر تفاوت‌های این اهداف و اهداف توسعة هزاره، به اختصار وضعیت کنونی هریک از آنها را در شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (بحرین، کویت، عربستان، عمان، قطر و امارات) بررسی کرده و روند احتمالی آنها را در آینده پیش‌بینی نموده است. وی در پایان نتیجه‌گیری کرده است که همکاری‌های جنوب‌ ‌ـ ‌جنوب، به‌خصوص همکاری میان اعضای شورا، برای تحقق اهداف توسعة پایدار ضروری هستند، هرچند چالش‌هایی جدی در این مسیر وجود دارد.
۴. هل يمكن للصناديق السياديه الخليجيه أن تعوِّض موارد النفط؟ ، آذر ۱۳۹۵
آیا صندوق‌های ذخیرة حکومت‌های خلیج فارس می‌توانند جایگزین منابع نفتی شوند؟
نوشتار حاضر با توجه به کسر بودجة همه‌گیر در کشورهای منطقه در پی کاهش قیمت نفت در دو سال اخیر، وضعیت کنونی صندوق‌های ذخیرة کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را بررسی کرده و به‌دنبال پاسخ این پرسش است که آیا این صندوق‌ها می‌توانند دست‌کم بخشی از کسری بودجة کشورهای شورای همکاری را جبران کنند و از آثار منفی نوسان‌های قیمت نفت بکاهند؟ در این چهارچوب کلی، وی عنوان کرده که هرچند این صندوق‌ها به‌لحاظ نظری پتانسیل چنین کاری را دارند، اما موفقیت آنها در این زمینه مستلزم اصلاحاتی بنیادین در سیاست‌ها و راهبردهای مدیریت و بهره‌برداری آنهاست. به‌علاوه، نویسنده بر ضرورت تلاش این کشورها برای حرکت از اقتصاد نفتی به‌سوی اقتصادی مبتنی‌بر سرمایه‌گذاری، به‌خصوص سرمایه‌گذاری خارجی، تأکید دارد.
۵. Sustainable Development Goals: Challenges and Opportunities for the GCC Countries ، مهر ۱۳۹۵
اهداف توسعة پایدار: چالش‌ها و فرصت‌ها برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
در سپتامبر 2015 رهبران جهان توافق کردند که در فاصلة زمانی پانزده ساله تا 2030، هفده هدف توسعة پایدار را که به 169 خرده‌هدف تقسیم‌ شده‌اند محقق کنند؛ اهدافی که درواقع جایگزین اهداف توسعة هزاره (مصوب سال 2000) شدند. نوشتار حاضر، ضمن مروری بر تفاوت‌های این اهداف و اهداف توسعة هزاره، به اختصار وضعیت کنونی هر یک از آنها را در شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (بحرین، کویت، عربستان، عمان، قطر و امارات) بررسی کرده و روند احتمالی آنها را در آینده پیش‌بینی نموده است. وی در پایان نتیجه‌گیری کرده است که همکاری‌های جنوب‌‌ـ‌جنوب، به‌خصوص همکاری میان اعضای شورا، برای تحقق اهداف توسعة پایدار ضروری هستند، هرچند چالش‌هایی جدی در این مسیر وجود دارد.
۶. Persistence and Evolutions of the Rentier State Model in Gulf Countries ، ارديبهشت ۱۳۹۴
تداوم و تکامل‌های مدل دولت رانتیر در کشورهای خلیج فارس
طرح نظریۀ دولت رانتیر در دهۀ 1980 برای درک کشورهای خاورمیانه الگویی اقتصادی به‌دست می‌دهد. رانت از بهره‌کشی و فروش منابع طبیعی به‌خصوص نفت و گاز به یکی از عوامل ثروت تیدیل شده که حول آن الگوی اقتصادی شکل می‌گیرد و حکمرانی براساس آن اعمال می‌شود. دولت‌های رانتیر عرب خلیج فارس مصداق واقعی نظریۀ فوق هستند چراکه از بالاترین میزان منابع نفت و گاز بهره می‌برند. درامد بالای فروش نفت به وابستگی به منابع در این کشورها منجر شده و یک دولت هزینه‌بر جایگزین یک دولت تولیدمحور شده است. نویسنده بااین‌وجود، مدعی است که بعد از چهار دهه امروز زمان بررسی مجدد نظریۀ دولت رانتیر است و کشورهای عرب خلیج فارس مورد مطالعاتی خوبی در این زمینه هستند.
۷. GCC States: Eyeing Opportunities in the Global Financial Crisis ، آذر ۱۳۸۷
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس: نگاه به فرصت‌های ناشی از بحران مالی جهان
متن حاضر به تاثیر چگونگی تاثیر بحران مالی جهانی بر کشورهای حوزه خلیج فارس پرداخته است. نویسنده ضمن اشاره به تاثیراتی که این بحران می‌تواند در بخش‌های سرمایه‌گذاری، نظام بانکی یا کاهش تقاضا برای کالاها و درنتیجه کاهش محصولات کارخانه‌ای بگذارد بر این نظر است که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می‌توانند درصورت مدیریت درست عواقب این بحران را پشت سر بگذارند چراکه دارای ثروت و منافع قابل توجه نفتی می‌باشند. نویسنده در ادامه ضمن بررسی این بحران بر تک‌تک این کشورها به عواقب ژئوپلیتیک این بحران بر این کشورها پرداخته است ازجمله عواقب این بحران کاهش قیمت نفت می‌باشد که بیشترین ضربه را به رژیم شیعه ایران می‌زند که این امر می‌تواند فرصتی برای عربستان محسوب گردد.
نوشتار حاضر به ارزیابی روند همگرایی اقتصادی در شورای همکاری خلیج فارس، تاثیرگذاری نیروهای جهانی بر این روند و چالش‌های پیش‌روی آن پرداخته است. ایجاد منطقه آزاد تجاری برای حذف موانع گمرکی منطقه‌ای و وضع تعرفه گمرکی مشترک برای واردات خارجی، تقویت قدرت چانه‌زنی در مذاکرات با شرکای تجاری خارجی، هماهنگ ساختن طرح‌های توسعه برای ارتقای همگرایی ازجمله اهداف اقتصادی شورا است. در تقویت بعد اقتصادی همگرایی در شورای همکاری خلیج فارس و ضعف ابعاد امنیتی و سیاسی همگرایی عوامل زیادی نقش داشته‌ که از ساختارهای سیاسی و اقتصادی داخلی و منطقه‌ای تا متغیرهای بین‌المللی را شامل می‌شود، اما در این میان تاثیرگذاری نیروهای جهانی در افزایش تمایل دولت‌های عضو شورا در تقویت همکاری و همگرایی اقتصادی نقش عمده‌ای داشته است.
اجرای آزمایشی موافقت‌نامه یکسان‌سازی نرخ تعرفه های گمرکی در میان شش کشور شورای همکاری خلیج فارس که از ابتدای ژانویه ۲۰۰۳ به اجرا گذاشته شد،‌ تحولی مهم در منطقه بود. این گزارش با بررسی مبانی این موافقت‌نامه، تبعات آن را تحلیل می‌کند .

۱