درگاه دید > موضوعات > سیاست و حکومت > آزادیخواهی > (۲۶ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



سال 2016 را می‌توان سال بدبیاری لیبرالیسم خواند. در این سال شاهد خروج انگلستان از اتحادیۀ اروپا، انتخاب دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری ایالات متحده، تراژدی غم‌بار سوریه و حمایت گسترده از «دموکراسی غیرلیبرال» در کشورهایی نظیر مجارستان و لهستان بوده‌ایم. به باور نویسنده، هرچند ترکیب ناسیونالیسم، کورپوراتیسم و نارضایتی مردمی نگران‌کننده است، اما به‌هرحال، سال 2016 درسی هم به ما آموخته و آن این است که: ایمان لیبرالی به پیشرفت را هیچ‌گاه وا ننهیم.
یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های فلسفۀ اجتماعی لیبرال ازمنظر متفکران قائل به این نظر، بی‌طرفی حکومت لیبرال در میان تلقی‌های رقیب از سعادت است. بی‌طرفی لیبرالی دچار سردرگمی‌ها و پیچیدگی‌هایی است که می‌توان از آنها به‌عنوان سردرگمی‌های معضل‌ساز و مسئله‌آفرین یاد کرد. یافته‌های پژوهش نشان داده که تلاش‌های شایان توجه صورت‌گرفته ازسوی متفکران لیبرال در این زمینه با موفقیت همراه نبوده است و این شاخصۀ اصلی حکومت‌های لیبرال با سردرگمی جدی روبه‌روست. نوشتار حاضر به بررسی و تحلیل این مفهوم لیبرالی پرداخته است.
۳. معادلۀ دووجهی ، اسفند ۱۳۹۴
به باور نویسنده، توافق هسته‌ای دارای ابعاد و آثار منطقه‌ای است که می‌تواند به ترتیبات منطقه‌ای و همچنین الگوی کنش بازیگران منطقه‌ای شکل جدیدی دهد. دراین‌میان، دو فرضیه مطرح شده است که در این نوشتار و چهار یادداشت دیگر تلاش شده تا این دو فرضیه براساس نظرات روابط بین‌الملل مورد تبیین قرار گیرد. نئورئالیسم، نئولیبرالیسم، سازه‌انگاری و مکتب انتقادی، چهار الگویی هستند که در این نوشتار فرضیات آنها مورد بررسی و کاربست قرار گرفته است.
موضوع اصلی کتاب حاضر بررسی شیوه عملکرد سیاست معاصر در صحنه جهان و زندگی است. در حقیقت نویسندگان تحلیل‌های میشل فوکو درباره راهبردهای لیبرالیسم را مورد بررسی قرار داده‌اند. در واقع این کتاب همبستگی و رابطه تعهد اصلی لیبرالیسم را با حفظ زندگی بررسی کرده است. کتاب، اجتناب‌ناپذیری جنگ را به نظام واقع‌گرایی می‌قبولاند و تحمیل می‌کند. حال آن‌که لیبرالیسم تفسیر متفاوتی از آن‌چه روی می‌دهد بیان می‌کند.
نگرانی در مورد مسائل زیست‌محیطی به اندازه‌ای است که عده‌ای معتقدند که اگر در گذشته «امنیت بین‌الملل» و «اقتصاد جهانی» دو موضوع اصلی روابط بین‌الملل بوده‌اند، باید موضوع محیط‌‌زیست را به عنوان موضوع سوم در نظر گرفت. در صورت پذیرش این واقعیت، سئوالی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که واقع‌گرایی و لیبرالیسم به عنوان نظریه‌های مسلط روابط بین‌الملل چگونه می‌توانند این پدیده را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند؟ آیا این نظریه‌ها که تحت عنوان «خردگرایان» شناخته می‌شوند، اصولا اهمیت موضوع را قبول دارند و با توجه به ابعاد هستی‌شناسانه خود توانایی تبیین موضوع را دارند؟ این نوشتار وجوه مختلف مسائل زیست‌محیطی را مورد ارزیابی قرار داده است..
در سه دهه اخیر، نیروهای اسلام­گرا به عنوان بازیگری عمده در سپهر سیاسی و امنیتی خاورمیانه مطرح شده­اند. این نیروها از تنوّع و گستردگی فراوانی برخوردارند. در میان اسلام­گرایان، گروههای جوانتر و مبارزتر بر جهاد خشونت­آمیز به­عنوان یک اولویت همیشگی تاکید می­ورزند،
لیبرالیسم مبحث محوری کتاب است. در این راستا نویسنده ابتدا مبحث خود را به پیدایش، مبانی و مولفه‌های لیبرالیسم در مغرب زمین اختصاص داده و پس از آن با رویکردی جریان‌شناسانه به چگونگی ورود این اندیشه به ایران پرداخته است. در ادامه فراز و فرود جریان لیبرالیسم در تحولات جامعه ایران از مشروطه تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار داده است.
اگرچه شکل‌بندی محور آمریکا ـ چین در چارچوب‌های همکاری‌جویانه و مشارکت‌گرایانه تعریف می‌شود، اما این محور از ویژگی رقابتی نیز برخوردار است. در این نوشتار تلاش شده تا پدیده ظهور چین و پیامدهایی که در حوزه‌های موضوعی مختلف در نظام جهانی، به‌ویژه در برابر آمریکا به‌همراه داشته یا خواهد داشت، مورد بررسی قرار گیرد. براین‌اساس، با بهره‌گیری از رهیافت‌های نظری ـ واقع‌کرایی و لیبرالیسم ـ الگوهای رفتاری دو کشور از زوایای گوناگون تبیین شده است.
هژمونی راست نو در محافظه‌کاری از دل زمینه تاریخی بسیار مشخصی سربرآورده است، حتی احتمال دارد در آینده بر عملکرد محافظه‌کاری و سیاست سوسیالیستی تاثیراتی بگذارد که برگشت‌ناپذیر باشد و غیرمنطقی نیست اگر فرض کنیم که هژمونی تفکر سیاسی راست نو، در درون یا بیرون، عنصر محافظه‌کاری محدود به مرزبندی‌های تاریخی است که با خود به‌همراه خواهد داشت. هدف از این بررسی، تلاش برای تعریف محتوا، محدودیت‌ها و تنوع‌های دکترین راست نو و مشخص کردن تنش‌هایی است که بین راست نو و عملگرایی محافظه‌کاری به‌عنوان میراث پذیرنده آن پدیدار شده است.
لیبرالیسم تنها گزینه ممکن است و جوامع، حتی آنهایی که هویت خود را در تنازع با این ایده تعریف کرده‌اند، دیر یا زود، ناگزیر از اسلام یا تسلیم‌اند. رمز برتری آن بیش از اینکه در حقیقت یا حقانیتش باشد، در تطابق کلی آن با نیازهای اسنان و انعطاف کافی در برخورد با تحولات است. تنظیم سیاست، قدرت و دولت، لزوماً در تعارض با لیبرالیسم نیست، مشروط به اینکه سنت لیبرالی را در متن تحولات بستر آن، مدرنیته، ارزیابی کنیم و نیز ملاحظات فکر و فلسفه سیاسی را دربند شرایط ایران امروز نکینم. این ملاحظات می‌تواند ناظر به تبیین گذشته و تأمین آینده باشد.

۱ | ۲ | ۳ |