درگاه دید > موضوعات > سیاست و حکومت > روسای جمهور > مناطق و کشورها > ایالات متحده > انتخابات > (۱۲۳ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. Russia's euphoria about Donald Trump already fading ، بهمن ۱۳۹۵
خوشحالی روسیه از [انتخاب] دونالد ترامپ درحال محو شدن است
به باور نویسنده، اگر واشینگتن درپی ایجاد اختلاف میان ایران و روسیه است، بعید است هدف آن محقق شود؛ مسکو مایل به برهم زدن روابط خود با تهران نیست؛ ریرا ایران را شریک تجاری، همسایه و ذی‌نفع در خاورمیانه می‌داند. روسیه در پروژه‌های مختلفی در ایران ازجمله در زمینۀ هسته‌ای حضور دارد و در سوریه نیز دو کشور زمینه‌های مشترکی برای همکاری یافته‌اند. نویسنده تأکید دارد که عدم انطباق دیدگاه‌های ترامپ با واقعیت و اقدامات پیش‌بینی‌ناپذیر وی می‌تواند به منافع روسیه آسیب بزند و حتی روابط دو کشور را از وضعیت فعلی بدتر کند. نویسنده، بدتر شدن روابط را نسبت به سناریوی بهبود روابط محتمل‌تر دانسته و تصریح دارد که مسکو باید برای این سناریو آماده شود.
به باور نویسنده، ترامپ به‌دنبال انتخاب کنشگران و بازیگرانی به‌غایت ثروتمند و درعین‌حال، رادیکال در تیم خود است؛ کسانی که بتوانند در کنار او به‌نوعی به استقلال مالی بیندیشند و به سیاست‌های رادیکالی وی جامۀ‌عمل بپوشانند. وزیر دفاع، مشاور ارشد استراتژیک، دبیر شورای امنیت ملی، رئیس سی‌آی‌ای و وزیر امور خارجۀ وی همگی از شوونیست‌های نژادپرست ایالات متحدۀ آمریکا هستند که در یک امر (آن هم ضدیت با تهران) نگاه مشترک دارند. ترامپ باید با اتحادیۀ اروپا همگرایی خود را تعریف‌پذیر کند، لذا مسئلۀ اصلی در اتحادیۀ بین‌المللی میان دو بازیگر یا کنشگر اصلی یعنی اتحادیۀ اروپا و ایالات متحدۀ آمریکاست.
نتیجۀ انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و پیروزی دونالد ترامپ، پیامدهای قابل توجهی در سراسر کشورهای حوزۀ آتلانتیک داشته و باعث تغییرات عمیق و بی‌ثبات‌کننده‌ای در این مناطق شده است. نوشتار حاضر به بررسی این پرسش پرداخته است که آیا نتایج انتخابات آمریکا می‌تواند روند واگرایی در اتحادیۀ اروپا را که از چند سال پیش آغاز شده است تسریع کند؟ به باور نویسنده، پیروزی ترامپ با توجه به مواضع پوپولیستی وی و اظهاراتی چون بی‌رغبتی به پیمان ناتو و عدم اشتیاق به گسترش روابط فراآتلانتیکی و حتی انعقاد موافقت‌نامۀ تجارت آزاد با اتحادیۀ اروپایی، چندان هم اروپاییان را ناراحت نمی‌کند و احیاناً می‌تواند منجربه خارج شدن اروپا از زیر سلطۀ آمریکا شود.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار شد و جمهوری‌خواهان توانستند پس از هشت سال کاخ سفید را مجدداً تصاحب کنند. به باور نویسنده، پیروزی دونالد ترامپ نه به‌خاطر تلاش بیشتر خودش، بلکه به‌خاطر چندین عامل است که به ضرر کلینتون بوده است. نوشتار حاضر به بررسی این عوامل پرداخته که عبارتند از: مشارکت پایین، عدم محبوبیت، عدم حمایت دموکرات‌ها، عملکرد ضعیف کلینتون و مسئله سلامتی وی، و همچنین مسائل مربوط به جیل استاین و جیمز کومی. ترامپ با این پیروزی عجیب نشان داد که نمی‌توان به‌نظرسنجی‌ها اعتماد کرد و عالم سیاست، صحنۀ وقوع حوادث غیرمنتظره است.
به باور نویسنده، عامل مهمی که باعث شد دونالد ترامپ تا این مقطع بالا بیاید و به‌نوعی متفاوت از رقبای حزب جمهوری‌خواه خود شناخته شود، این بوده است که ازحیث اجتماعی خود را لیبرال نشان داده و این امر با توجه به سابقۀ مذهبی موجب تناقض و تضاد در شخصیت وی است. شکل‌گیری شخصیت ترامپ و مشاغل وی چون: مالکیت کازینو و شخصیت برنامه‌های مستند، بسیار جالب و متفاوت بوده است. عامل دیگری که در شکل‌گیری شخصیت وی تاثیر به‌سزایی داشته است و توجه کمتری به آن شده است، نقش دین در شکل‌دهی به شخصیت اوست. ناظران معتقدند که تفکر و راه ترامپ، عمری نخواهد داشت و با پیروزی کلینتون عملا به تاریخ خواهد پیوست.
۶. Трамп и перспективы американо-иранского сближения ، مهر ۱۳۹۵
ترامپ و آیندۀ نزدیکی روابط ایران و امریکا
نویسنده با اشاره به اینکه مکالمات میان ترامپ و هیلاری کلینتون در مناظرات انتخاباتی، ابعاد مختلفی از سیاست خاورمیانه‌ای امریکا را آشکار کرده، این سئوال را مطرح نموده است که پیام این مناظرات برای ایران و روسیه چیست؟ و در دورۀ ریاست‌جمهوری جدید آمریکا، تهران تا چه حد به واشینگتن نزدیک خواهد شد، درحالی که متحد سوریه و روسیه و رهبر جهان شیعی است؟ وی تأکید دارد بعد از توافق هسته‌ای و رفع برخی محدودیت‌ها از ایران، چنین احساسی درخصوص نزدیک شدن روابط ایران و آمریکا به‌وجود آمد، اما هرچند ایران به تعهدات خود براساس این توافق عمل کرد، این ادعا در مورد آمریکا صادق نیست. به باور وی، اگر ترامپ به قدرت برسد و بخواهد به ایران نزدیک شود، باید سیاست آمریکا درقبال تهران را به‌طور اساسی بازبینی کند.
نوشتار حاضر، بخش نخست از سلسله مقاله‌هایی است که به شناسایی و تحلیل بازیگران کلیدی، پیشران‌ها، عدم قطعیت‌های کلیدی و درنهایت تدوین سناریوهای آینده در مناسبات ایران و آمریکا و راهبردهای پیش ‌روی جمهوری اسلامی پرداخته است. بازیگران کلیدی در این نوشتار به چهار دستۀ عمده از بازیگران داخلی آمریکا، بازیگران داخلی ایران، بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی تقسیم شده‌اند.
به باور نویسنده، دیدگاه‌ها و رویکردهای اقتصادی نامزدها در انتخابات ریاست‌جمهوری و به‌ویژه سیاست‌های مالیاتی و برنامه‌های اشغال‌زایی، همواره از مهم‌ترین انگیزه‌های آمریکاییان برای رای‌ دادن یا رای‌ ندادن به نامزدهای دو حزب اصلی در آن کشور بوده است. نوشتار حاضر، دیدگاه‌های دو نامزد (هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ) دربارۀ مهم‌ترین مسائل اقتصادی آمریکا، مانند مالیات‌ها، اشغال‌زایی، رشد اقتصادی و بازرگانی خارجی را مورد بررسی قرار داده است.
رویدادها و روندها در سدۀ کنونی، مایۀ دگرگونی‌های چشمگیر در بدنۀ احزاب و ائتلاف‌های انتخاباتی شده که برایند آن افزایش تنش‌های اجتماعی، دامنه‌دار شدن کشمکش‌های هویتی و افت سطح رفاه اقتصادی برای بخش بزرگی از شهروندان از طبقۀ متوسط و پایینتر از متوسط بوده است. به باور نویسنده، آنچه کشمکش‌های کنونی را از بحران‌های دوسدۀ پیش متفاوت می‌سازد، ناتوانی احزاب در مدیریت و مهار کردن آنها است. به باور نویسنده، دو حزبی که در گذر دو سده نماد تابناک توسعۀ اقتصادی، ثبات سیاسی، انباشت ارزش افزوده فرهنگی و جذب اجتماعی بوده‌اند، امروزه توان نظم دادن بهفضای کنونی در آمریکا را ندارند و همین امر گویای آن است که چرا نمی‌توان برایند انتخابات ماه نوامبر را بر پایۀ معیارهای متعارف انتخاباتی پیش‌بینی کرد.
به باور نویسنده، به‌رغم تفاوت‌های گسترده در رویکردهای اقتصادی طرفینِ دموکرات و جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، به‌نظر می‌رسد کلینتون و ترامپ تدابیر مالی را به‌منظور پشتیبانی از رشد اقتصادی به اجرا خواهند گذاشت. کلینتون سیاست بالا بردن هزینه‌ها و مخارج را اجرا خواهد کرد و درمقابل، ترامپ نیز طرح کاهش مالیاتی را دنبال خواهد کرد. انتظار می‌رود که هیچ‌یک از نامزدها به تمامی طرح‌های موردنظر انتخاباتی خود با توجه به احتمال وجود یک کنگرۀ تقسیم‌شده بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان دست نیابند.

۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | >> ۱۳