درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > ایران > روابط خارجی > آفریقا > (۱۴ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. Third Worldism and Ahmadinejad'sForeign Policy ، شهريور ۱۳۹۲
جهان سوم‌گرایی و سیاست خارجی احمدی‌نژاد
هدف نوشتار حاضر بررسی دلایل توجه سیاست خارجی دولت آقای احمدی‌نژاد به کشورهای جهان سوم، به‌ویژه آفریقا و آمریکای لاتین است. در بررسی چرایی این تحول، نوشتار حاضر با ریشه‌یابی آن در سه سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی، بر این نظر است که نوع برداشت از دکترین تعامل سازنده و واکنش به سیاست خارجی دولت آقای خاتمی، عدم توانایی همگرایی و ائتلاف‌سازی با محیط پیرامونی و وجود برخی دیدگاه‌های مشترک میان ایران و کشورهای مذکور، در مورد ماهیت نظم بین‌المللی، زمینه توجه سیاست خارجی ایران به جهان سوم را در این دوره زمانی فراهم آورد. نوشتار حاضر با تکیه بر نگاه نظری مبتنی بر سطح تحلیل در سیاست خارجی، ضمن بررسی دلایل کلان این امر، به واکاوی زمینه‌ها و دلایل تحقق عینی این رویکر در دوره آقای احمد‌ی‌نژاد پرداخته است.
در این نوشتار با بررسی اجمالی ژئوپلتیک واقع‌گرا، پس از بررسی روابط ایران با شش کشور مهم آفریقایی، مشخص شد که ج.ا.ایران با درک واقعیت‌های منطقه‌ای و جهانی، به برنامه‌ریزی و طراحی سیاست خارجی خوددر این کشورها پرداخته است و به نوعی می‌توان رهیافت سیاست خارجی ایران در این کشورها را ناشی از ژئوپلتیک واقع‌گرا و رقابت با سلطه قدرت هژمونیک آمریکا دانست.
بدون شک ایران برای دسترسی و کمک به آفریقا مصمم به نظر می‌رسد. در بهترین حالت، ایران در عوض اهداف دیپلماتیک، کمک کرده و از قدرت نرم استفاده می‌کند. در بدترین حالت، برخی افراد در جمهوری‌ اسلامی از آفریقا برای سرپوشی بر اهداف نظامی یا هسته‌ای استفاده می‌کنند. در هر حالت، دولت ایران نشان داده است که تلقی خود به عنوان یک قدرت «فرامنطقه‌ای» دیگر اغراق نیست، بلکه به شدت اهداف آمریکا را در آفریقا به چالش می‌کشد.
۴. السياسه الخارجيه الايرانیه في افريقيا ، آذر ۱۳۹۰
سیاست خارجی ایران در آفریقا
در این کتاب، نویسنده ابتدا تلاش‌های ایران پس از انقلاب اسلامی را برای افزایش حضور خود در کشورهای آفریقایی به‌منظور تامین منافع ملی و یافتن هم‌پیمانان جدید در عرصه سیاست بین‌الملل شرح داده و بیان کرده که این کوشش‌ها از خلال شیوه‌ها و ابزارهای گوناگونی عملی شده‌اند. نویسنده بیان کرده که در این پژوهش قصد دارد نقش رویکردهای سیاسی، اقتصادی و مذهبی جمهوری اسلامی ایران را در شکل‌دهی و جهت‌دهی به سیاست خارجی این کشور در آفریقا تحلیل کند. بدین منظور، نویسنده جایگاه آفریقا را در راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و میزان نفوذ ایران را در این قاره (مخصوصا در شرق و غرب آن) بررسی کرده و همچنین سازوکارهای ایجاد و افزایش نفوذ ایران در آفریقا را به‌مثابه قدرتی منطقه‌ای به تصویر کشیده است.
در سال‌های اخیر جمهوری اسلامی ایران در راستای گسترش همکاری‌های خود با کشورهای مختلف، توجه ویژه‌ای به کشورهای جنوب از جمله کشورهای آفریقایی و قاره آفریقا داشته است. آفریقا با وجود سال‌ها استعمار، سرزمینی پر از فرصت‌های بکر برای سرمایه‌گذاری است. زمینه‌های زیادی برای گسترش همکاری بین جمهوری اسلامی و آفریقا وجود دارد. استفاده از این زمینه‌ها برای توسعه روابط، ظرفیت‌های زیادی برای دوطرف به همراه خواهد داشت. در این راستا و برای تعمیق هر چه بیشتر روابط بین ایران و آفریقا، اولین اجلاس هم‌اندیشی ایران و آفریقا در قالب جلسات عمومی و تخصصی مختلفی برگزار شد. در این نوشتار بخشی از مهم‌ترین دیدگاه‌های ارائه شده در این همایش را می‌خوانید.
پدید آمدن اجتماعات سواحیل بین قرن‌های 12 تا 15 میلادی به وقوع پیوسته است. این امر در واقع نشانگر تاثیر اسلام و ایران در تکوین فرهنگ و تمدن سواحیلی است. حضور و فعالیت ایرانیان در سواحل شرقی و جنوب آفریقا مورد تایید همگان بوده و ایرانی‌ها حتی از زمان هخامنشیان، شرق آفریقا را می‌شناخته و با مردمان آن نواحی دادوستد تجاری فرهنگی داشته‌اند. زبان سواحیلی بدون تردید از زبان فارسی تاثیر پذیرفته و ساختار آن زبان شباهت بسیاری با فارسی دارد. علاوه بر آن، سنت‌ها و فرهنگ ایرانی و شیرازی در منطقه کاملا مشهود است.
نوشتار حاضر ضمن تبیین ابعاد امنیت پایدار انسانی، به بررسی لزوم اتخاذ رویکرد امنیت انسانی در قبال آفریقا با توجه به مشکلات و ظرفیتهای این قاره پرداخته است. سپس ضرورتها، لوازم و پیش‌شرط‌های اتخاذ رویکرد امنیت پایدار انسانی در سیاست خارجی ایران در قبال آفریقا را تشریح کرده و در پایان توصیه‌ها و راهکارهای پیشبرد رویکرد امنیت انسانی در سیاست خارجی ایران در قبال آفریقا را تبیین کرده است. مقاله با این نتیجه‌گیری به پایان رسیده که اتخاذ رویکرد امنیت پایدار انسانی در سیاست خارجی ایران در قبال آفریقا نه تنها موجب کمک به این قاره برای شکوفاسازی و فعلیت‌بخشی به ظرفیتهای آن می‌شود، بلکه موجبات ارتقای قدرت نرم و هنجاری و مسئولیت اخلاقی کشورمان برای ترویج ارزشهایی چون عدالت و کرامت انسانی را فراهم می‌آورد.
ما همواره پس از شنیدن نام آفریقا به یاد فقر، دبختی، جنگ، محرومیت، خشکسالی، کودتا و ... می‌افتیم. دلایل ندیدن روی دیگر سکه، به بی‌تعاملی ایران با آفریقا در عصر حاضر بازمی‌گردد. این قاره علاوه بر فرصت‌های فرهنگی و سیاسی، از لحاظ اقتصادی، منابع بکر و غنی و اراضی حاصل‌خیزی دارد که بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی چه در زمان استعمار و چه در عصر حاضر به آن توجه داشته و دارند.
جمعی از دیپلمات‌های قاره آفریقا که در جست‌وجوی صلح در این قاره هستند، اخیرا راهی تهران شده و نشستی با مقامات ایران داشته‌اند. مسئولان وزارت خارجه ایران در این نشست، به بررسی اوضاع آفریقا و راه‌های همگرایی تهران و دارالسلام، به عنوان کانال گسترش روابط با شرق آفریقا پرداخته‌اند. آن‌گونه که در این نشست بررسی شد، هم‌اکنون طرح‌های امنیتی و سیاسی مهمی در صحنه آفریقا از سوی قدرت‌های غالب غربی در حال پیگیری است. طرح‌هایی که از نگاه افکار عمومی جهان پنهان مانده است. غنای سرزمین بکر و پربار آفریقا همواره برای غرب و به ویژه قدرت‌های بزرگ اغواکننده بوده است.
۱۰. نفوذ چین در آفریقا ، اسفند ۱۳۸۵
نوشتار حاضر به توجه به این دو فرضیه که سیاست و اقتصاد در آفریقا با هم گره خورده است و نقش قدرت‌های بزرگ در توسعه آفریقا غیرقابل انکار است، قصد دارد به این سوال پاسخ دهد که زمینه‌های نفوذ چین در قاره آفریقا در دهه اخیر چیست و این کشور چه اهدافی را در آفریقا دنبال می‌کند؟ بسیاری از کارشناسان ارشد اقتصاد بین‌الملل معتقدند که نزدیکی چین به آفریقا مقدمه استعمار اقتصادی چین با هدف چپاول قاره سیاه است. برخی دیگر نیز نفت را عامل این نزدیکی می‌دانند.

۱ | ۲ |