درگاه دید > موضوعات > منابع، محیط زیست و انرژی > سياست انرژي > (۴۹ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



ساخت نیروگاه راغون در 110 کیلومتری شمال شرق دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، در زمان اتحاد شوروی بر روی رودخانۀ وخش آغاز شد، ولی پس از فروپاشی شوروی سابق و استقلال تاجیکستان عملیات اجرایی این پروژه در سال 1991میلادی نیمه‌تمام رها شد. در سال ۲۰۰۰ جمهوری تاجیکستان برای دریافت سرمایه از سرمایه‌‌گذاران بین‌المللی اقدام و کار ساختمان در سال ۲۰۰۸ از سر گرفته شد، ولی در سال ۲۰۱۲ متوقف گردید. اما اخیرا با بسته شدن مجرای فعلی رودخانه وخش و جاری شدن آب این رودخانه در تونل‌های فرعی، ساخت سد 330 متری نیروگاه راغون آغاز شد. این نوشتار به بررسی مهم‌ترین عوامل توجه دولت تاجیکستان به ساخت نیروگاه و سد راغون در تاجیکستان و افزایش امیدها برای تکمیل راغون پرداخته است.
تکیه بر فناوری‌های جدید استحصال انرژی از منابع غیرمتعارف و استقلال از واردات نفت ازسوی آمریکا، تغییر الگوی مصرف انرژی این کشور، تغییر در حوزۀ عرضه و تقاضا، فروشنده و خریدار است. ازاین‌رو نگارندگان به بررسی تحولات صورت‌گرفته در این حوزه و نیز ظرفیت قابل اتکای استحصال و انتقال به تأثیر آن بر اهمیت جایگاه خلیج فارس پرداخته‌اند. اگر کاهش اهمیت خلیج فارس در تأمین انرژی برای کشورهایی با بهره‌مندی از قابلیت استحصال از ذخایر غیر‌متعارف مذکور‌، همچون آمریکا محتمل است‌، افزایش تقاضای کشورهای آسیایی از یک‌سو و نیز حضور مستمر ایالت متحدۀ آمریکا جهت کنترل منابع انرژی و رقبای خود‌، در منطقه همچنان در اولویت سیاست خارجی آمریکا و نیز عرصۀ رقابت قدرت‌های بزرگ باقی خواهد ماند.
در تاریخ 29 مه 2014، روسای جمهور روسیه، بلاروس و قزاقستان، توافقنامۀ تاسیس اتحادیه اوراسیا را امضا کردند. این اتحادیه که می‌تواند چالشی جدی در برابر اقتصاد ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا محسوب شود، پس از طی مراحل قانونی و تصویب معاهدۀ مربوطه در پارلمان‌های سه کشور عضو، روز اول ژانویۀ 2015 رسما موجودیت پیدا کرد. به باور نویسنده، اتحادیۀ اوراسیا ازلحاظ تولید نفت در جایگاه اول قرار گرفته و حدود 14.6 درصد از سهم جهانی این انرژی را به خود اختصاص داده است. چنانچه تمام کشورهای سابق شوروی به این اتحادیه بپیوندند، بلوک اقتصادی و امنیتی قدرتمندی را تشکیل می‌دهند. الحاق ج.ا.ایران به اوراسیا، می‌تواند موجب رشد قابل توجه تولید ناخالص ملی کشورهای عضو شود.
۴. Risques Politiques et géopolitiques: la gouvernance du gaz en Israël ، آذر ۱۳۹۴
مخاطرات سیاسی و ژئوپلیتیکی: سکانداری گاز در سرزمین‌های اشغالی
نوشتار حاضر به بررسی سیاست انرژی رژیم اشغالگر قدس و بلندپروازی‌های مقامات صهیونیستی در حوزۀ‌ انرژی پرداخته است. به باور نویسنده، چهارچوب قوانین کلی انرژی (گازی و نفتی) در رژیم صهیونیستی تعریف نشده است و به‌دلیل نبود سکانداریِ بدون رهبر، سیاست انرژی سرزمین‌های اشغالی بین دغدغۀ امنیتی و بلندپروازی‌های منطقه‌ای معلق مانده است. از دید وی، تأثیراتی که نبود چهارچوب قانون‌گذاری بر سرمایه‌گذاری روی این حوزه می‌گذارند موجب تأخیر در توسعۀ میدان‌های نفتی و شبکه‌های توزیع شده است. افزون‌براین،‌ به گفتۀ وی، رژیم صهیونیستی درک درستی از چشم‌انداز توسعۀ صادرات انرژی خود نداشته و علاوه‌بر فرصت‌ها، مخاطراتی نیز پیش روی آن است.
۵. Pour une croissance sobre en énergie ، آذر ۱۳۹۴
برای رشد هوشیارانه در حوزۀ انرژی
نوشتار حاضر که مصاحبه‌ای است با فتیح بیرول، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی، به معضلات انرژی در جهان، جامعۀ مدرن و مباحث محیط زیستی مرتبط با این حوزه پرداخته است. از دید این مقام اجرایی، باید ساختار نظام انرژی فعلی در جهان متحول شود و کشورهایی که به ظاهر علاقمندند در اقدام جمعی کمک به محیط زیست و کاهش اثرات سوء انرژی‌های تجدیدناپذیر شرکت جویند، خود نیز به‌صورت انفرادی کاهش استفاده از انرژی‌های هیدروکربنی را در دستور کار قرار دهند. در این راستا، وی کاهش تعمدی بهای نفت از سوی عربستان را نیز محکوم نموده و بر این باور است که مسئولیت کلی مصرف انرژی متوجه تولیدکنندگان آن نیز می‌باشد و بیش از هر زمان شرایط آب‌و‌هوایی ایجاب می‌کند کشورها برای رسیدن به هدف موردنظر با هم همکاری داشته باشند.
۶. ?Do the BRICS Still Matter ، آبان ۱۳۹۴
آیا بریکس هنوز دارای اهمیت است؟
بریکس شامل کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی در طی دهه 2000 به‌عنوان کشورهایی که رشد سریع اقتصادی را طی کنند شکل گرفت. نوشتار حاضر به بررسی آیندۀ بریکس، اختلافات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک اعضای این گروه و اینکه چگونه این اختلافات می‌تواند مانع ایجاد یک اتحاد استراتژیک کارآمد و مسنجم میان کشورهای این گروه شود پرداخته است. نویسنده با بررسی مسائل فوق، همچنین تحلیل ویژگی‌های مشترک و اختلافات میان این گروه، فرهنگ استراتژی آن و سیاست خارجی آنها نشان داده که علی‌رغم پتانسیل بالای این گروه، بعید است که بریکس در ایجاد یک نظام بین‌المللی جدید تأثیرگذار باشد.
۷. Pattern for Cooperation in the Southern Caucasus Area; Azerbaijan, Georgia and Turkey-Triangular Diplomacy in the Shadow of Energy Strategy ، مرداد ۱۳۹۴
الگوهای همکاری در قفقاز جنوبی؛ آذربایجان، گرجستان و ترکیه ـ دیپلماسی سه وجهی در سایۀ استراتژی انرژی
به باور نویسنده، قفقاز به منطقۀ شکسته معروف است. مناقشات این منطقه مانع طرح الگوهای همکاری جامع شده است و تمایل زیادی وجود دارد تا منطقه به‌عنوان یک منطقه که با ارزش‌ها و منافع غرب در تضاد است و روابط سیاسی در آن مخرب و مضر است، شناخته شود. لذا مشارکت بین ترکیه، آذربایجان و گرجستان برای ارزیابی وجود یک محور همکاری مؤثر ضروری است. همکاری در حوزۀ انرژی از عناصر اصلی یک مثلث همکاری در منطقه است که سرریزهای این همکاری می‌تواند بر روی پویایی‌های موازنۀ قدرت در منطقه تأثیر زیادی بگذارد. در راستای فهم این موضوع، نوشتار حاضر به تحلیل رفتار کشورهای محصور در خشکی به‌خصوص تولیدکنندگان انرژی و سیستم همکاری AGT ازطریق نظریۀ کاپلو پرداخته است.
بهره‌وری انرژی می‌تواند به‌عنوان انتقال خدمات بیشتر برای ورودی یکسان انرژی یا همان خدمات برای ورودی کمتر انرژی تعریف شود. در سال‌های اخیر، بهره‌وری توجه زیادی به خود جلب کرده است و تحلیلگران آژانس بین‌المللی انرژی از آن به‌عنوان نخستین و اصلی‌ترین سوخت یاد می‌کنند. به باور نویسنده، تغییر در مصرف جاری انرژی و پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته درخصوص مصرف سوخت‌های فسیلی، قدرت هسته‌ای و انرژی قابل احیا، تاثیر چشمگیری بر روابط تجاری گذاشته است.
این نوشتار به بررسی تاثیر «انقلاب انرژی»، بر منطقة خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) و چگونگی مواجهة کشورهای این منطقه با چالش انقلاب انرژی پرداخته است. نویسنده با اشاره به شاخص‌های انقلاب انرژی جهانی مثل عرضه، تقاضا و قیمت، به تغییرات حاصل از این انقلاب بر امور تجاری و مالیه جهانی و همچنین تهدیدات پیش‌روی کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و به طور خاص تولیدکنندگان مهم انرژی در جهان عرب پرداخته و در نهایت، توصیه‌هایی را برای مواجهة کشورهای تولیدکننده نفت و گاز با تهدیدات ناشی از انقلاب انرژی ارائه داده است.
امروزه موضوع مديريت انرژي در سازمان‌ها داراي اهميت ويژه‌اي است. تحقيقات پيشين در زمينه مديريت انرژي، اغلب معطوف به تعريف فرآيند تدوين استراتژي‌هاي مديريت انرژي بوده است. در اين نوشتار با جمع‌آوري اطلاعات از صاحب‌نظران مديريت انرژي و مطابق با روش مصاحبه باز و كدگذاري، گونه‌هاي استراتژي مديريت انرژي استخراج شده است. همچنين با جمع‌آوري اطلاعات از شركت‌هاي پتروشيمي و پالايشگاه‌هايي كه شدت انرژي آنها توسط ترازنامه هيدوركربوري كشور اعلام شده، ارتباط ميان هماهنگي استراتژي مديريت انرژي با استراتژي كسب و كار سازمان و تاثير آن بر عملكرد مديريت انرژي در سازمان بررسي شده است.

۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ |