درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > شرق آسیا > ژاپن > سیاست خارجی > (۲۷ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



کتاب حاضر به بررسی سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ در دورۀ پس از جنگ سرد پرداخته است.این نوشتار متشکل از دو بخش است؛ در بخش اول با عنوان بررسی مؤلفه‌های تأثیرگذار بر سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ، و با استفاده از نظریه پیوستگی جیمز روزنا، مؤلفه‌های تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپایی، چین و ژاپن مورد بررسی قرار گرفته است. بخش دوم دربرگیرنده نمودهای سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ در دورۀ پس از جنگ سرد است. در این بخش نیز که متشکل از پنج فصل است به‌ترتیب جهت‌گیری و اقدامات سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپایی، چین و ژاپن مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است.
سوال اصلی نوشتار حاضر این است که چین و ژاپن چه منافع و راهبرد‌هایی در منطقه دارند و در سیاست‌های بلندمدت خود در چه عرصه‌هایی با یکدیگر افتراق کارکردی دارند؟ فرضیۀ پژوهش این است که راهبرد چین استفاده از قدرت روبه رشد اقتصادی و قدرت سیاسی خود در منطقۀ آسیای مرکزی به‌ویژه ازطریق سازمان همکاری‌های شانگهای است؛ درحالی‌که ژاپن ازطریق کمک‌های حمایت‌گرانه در قالب همیاری توسعۀ رسمی و چندجانبه‌گرایی سیاسی همچنین استفاده از ظرفیت‌های خود در سازمان‌های منطقۀ آسیا - پاسیفیک مانند همکاری اقتصادی آسیا_ پاسیفیک یا نهاد‌های سازمان ملل مانند برنامۀ توسعۀ ملل متحد بهره می‌برد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و نگارش آن با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و فضای مجازی است.
۳. Rising Powers Respond to Israel-Palestine Conflict ، مرداد ۱۳۹۳
واکنش قدرت‌های روبه ظهور به منازعه اسرائیل با فلسطینیان
نوشتار حاضر با اشاره به تحولات اخیر در غزه و جنگ میان فلسطینیان با رژیم صهیونیستی، به بررسی مواضع مقامات و محققان و نشریات کشورهای هند، چین، روسیه، ژاپن، کره جنوبی و برزیل درقبال این منازعه پرداخته است. بر این اساس مواضع در هند عمدتاً مبتنی‌بر انتقاد شدید علیه اسرائیل بوده است. در چین، عمده مواضع مبنی‌بر تلاش برای آتش‌بس و رفع منازعه بوده است. در روسیه علی‌رغم حمایت شخصی پوتین از اسرائیل نشریات و مقامات این کشور عمدتاً مواضع بی‌طرفانه گرفته‌اند. در میان نشریات ژاپن نیز عمدتاً تلاش شده است که جانب یک طرف گرفته نشود. در کره جنوبی عمده تمرکز بر ابعاد انسانی منازعه معطوف بوده است. نهایتاً در برزیل عمده توجه مربوط به اقدامات نامتناسب اسرائیل علیه مردم غزه بوده است.
نوشتار حاضر به بررسی تفاسیری روزنامه‌ای از چین، روسیه، هند، ژاپن، کره جنوبی درباره چشم‌انداز بالقوه و بازترکیب رهبری در آسیا به دنبال مشکلات و منازعات داخلی آمریکا پرداخته است. در چین تقریبا همه روزنامه‌ها از آمریکا به‌خاطر ناتوانی در حل سریع تعطیلی دولت انتقاد و خواستار کاهش وابستگی چین به اقتصاد آمریکا شده‌اند. در‌حالی‌که به نظر می‌رسد روس‌ها نگران تاثیر عدم پرداخت بدهی‌های آمریکا بر اقتصاد خود نیستند، اما معتقدند وقایع اخیر، نقش رهبری آمریکا را تحلیل می‌برد. مفسران و تحلیل‌گران هندی نیز درباره پیامدهای آشفتگی‌های بودجه آمریکا به عنوان «بازی بزرگ» میان آمریکا و چین بر سر هژمونی جهانی به بحث پرداخته‌اند.
بحث‌های وحدت در شبه جزیره کره با مرگ رهبر کره‌شمالی در دسامبر 2011، در محافل سیاسی و علمی جدی‌تر شده است. تقسیم این سرزمین به دو بخش شمالی و جنوبی از زمان پایان جنگ جهانی دوم، توسعه یکپارچه مردم کره را متوقف کرد. نوشتار حاضر، ضمن بررسی کوتاه تاریخی از تقسیم کره و چشم‌انداز برای وحدت مجدد، درصدد است جایگاه قدرت‌های بزرگ در نایل شدن به این امر را با رویکرد نظری تحلیل کند. نویسندگان نوشتار، با استفاده از مؤلفه‌های نظریه نوواقع‌گرایی روابط بین‌الملل، به این نتیجه رسیده‌اند که خواست قدرت‌های بزرگ مؤثر در این منطقه (ایالات متحده امریکا، روسیه، چین و ژاپن) بر حفظ وضع موجود بوده، زیرا وحدت کره باعث تغییر در معادلات منطقه‌ای قدرت شده و به منافع بلند مدت آنها که در حفظ موازنه است، آسیب وارد می‌کند.
ظهور ژاپن به عنوان یک قدرت عمده صنعتی و تلاش این کشور برای یافتن بازارهای صادراتی و تامین امنیت منابع، عامل سرعت بخشیدن به روابط دیپلماتیک توکیو یا کشورهای آفریقایی بوده است. این کشور برای برقراری روابط خود با قاره آفریقا از ابزار کمک استفاده کرده، به طوری‌که تاریخچه کمک‌های ژاپن به قاره آفریقا به نیم قرن قبل برمی‌گردد. ژاپن از جمله کشورهایی است که فارغ از هیاهوی سیاسی، کمک‌های خود را به این قاره گسیل می‌کند و در کنار آن با همکاری سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در صدد گسترش و افزایش سطح کمک‌ها است. این نوشتار در صدد است مراحل تاریخی، اهداف، ابزارها، تغییر و تداوم سیاست‌های این کشوردر قاره آفریقا در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... رابه همراه آخرین تحولات در روابط بررسی کند.
۷. Das US-amerikanisch-japanische Bündnis auf dem Prüfstand? Das Problem der US-Militärbasen auf Okinawa unter der Regierung Hatoyama ، تير ۱۳۸۹
اتحادآمریکا ـ ژاپن در معرض آزمایش؟ مسئله پایگاه‌های آمریکا در جزیره اکیناوا در دولت هاتویاما
19 ژانویه 2010، قرارداد امنیتی ژاپن ـ آمریکا 50 ساله شد اما جشن بزرگداشت این قرارداد تحت فشارهای دیپلماتیک و تنش‌های دوجانبه برگزار شد. در راس این تنش بحث جایجایی پایگاه هوایی آمریکا در فوتنما قرار دارد و حال دولت جدید ژاپن که در سپتامبر سال پیش به قدرت رسید باید به این مسئله مهم بپردازد. حزب دموکرات ژاپن، به‌عنوان حزب حاکم هرچند دارای مواضع میانه‌روانه در سیاست خارجی و امنیتی است، اما اقدامات دولت قبلی برای تحکیم روابط امنیتی ـ نظامی با آمریکا را لغو کرده است. بااین‌وجود به‌نظر نمی‌رسد که روابط امنیتی نظامی ژاپن با آمریکا دچار تغییرات جدی شود. روند تحولات آتی به سیاست‌های دولت ائتلافی فعلی و مواضع هر یک از احزاب حاضر در ائتلاف به‌خصوص حزب خلق ژاپن بستگی زیادی خوهد داشت.
به دنبال انتخابات پارلمانی ژاپن، موجی از واکنش‌ها بدین انتخابات پدید آمد که تحلیلگران از آن به نام«سونامی انتخابات» یا «انقلاب انتخاباتی» یاد می‌کنند. در این انتخابات حزب دموکراتیک توانست اکثریت کرسی‌های پارلمانی را به دست بگیرد به گونه‌ای که حزب دموکراتیک ژاپن با کسب بیش از 300 کرسی 480 کرسی مجلس پیروزی در انتخابات ژاپن را از آن خود کرد. این نوشتار به بررسی میزان تاثیری که این انتخابات بر روند جهت‌گیری آینده سیاست خارجی ژاپن برجا خواهد گذاشت پرداخته است.
ایران دارای انتقادات ساختاری نسبت به نهادهای بین‌المللی است و اگر کشوری از چنین رویکردی بهره‌مند شود به مثابه تلاش برای تغییر وضع موجود است، اما سیاست بین‌الملل گرایش به تعادل و سیاست حفظ وضع موجود دارد که حمایت از ایده ایرانی را کاهش می‌دهد و طبیعی است که کشوری همانند ژاپن از اعتبار بیشتری در مقایسه با ایران برای عضویت در شورای امنیت بر‌خوردار است. ژاپن از ابزارهای متنوع‌تری در مقایسه با ایران برخوردار می‌باشد. اینگونه ابزارها و توانایی‌ها تاثیر خود را بر رقابت‌های سیاسی و بین‌المللی بر جای می‌گذارد.
۱۰. Japan's Responses to the Iraq War ، آبان ۱۳۸۷
پاسخ‌های ژاپن به جنگ عراق
سیاستمداران ژاپن به مسئله عراق و حضور آمریکا در این کشور از بعد سیاسی، اقتصادی و امنیتی می‌نگرند، اما تا کنون موفق نشده‌اند که به نتایج مهمی در این زمینه دست یابند. البته باید به این نکته توجه داشت که با پایان یافتن جنگ‌ سرد قدرت اقتصادی ژاپن روبه افول گذاشته و تهدیدات ناشی از همسایگان این کشور افزایش یافته است. به اعتقاد نویسنده جنگ‌ عراق فرصت مناسبی بود که این کشور بتواند در جایگاه اقتصادی و امنیتی خود تجدیدنظر کند، اما حتی اگر این جنگ نیز پایان پذیرد ژاپن چنین تجدیدنظری را نمی‌تواند انجام دهد؛ اما با این وجود ژاپن با فرستادن نیرو با ایالات متحده آمریکا همراهی نموده است.

۱ | ۲ | ۳ |