درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > ایران > روابط خارجی > قفقاز > (۱۵ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. İranin Yeni Güvenlikleştirme Alanı: Güney Kafkasya ، مرداد ۱۳۹۶
قفقاز جنوبی ؛ حوزۀ امنیتی جدید ایران
نویسنده بر این باور است که اسلامگرایی در قفقاز زمینۀ مساعدی برای فعالیت گروه‌های اسلامی افراطی در این منطقه فراهم خواهد آورده است. به باور وی، درصورت تشدید فعالیت گروه‌های تکفیری در قفقاز به‌ویژه در قفقاز جنوبی، امنیت مرزهای شمال غربی به خطر خواهد افتاد؛ ازاین‌رو جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با این تهدیدات و نیز حفظ حوزۀ نفوذ خود در قفقاز جنوبی ناگزیر باید با این گروه‌ها مقابله نماید. به باور وی، ایران به‌لحاظ شرایط موجود به‌ویژه محدودیت‌های اقتصادی نمی‌تواند به قفقاز جنوبی نیز مانند سوریه و عراق نیرو اعزام کند یا گروه‌های شبه‌نظامی تحت فرماندهی برای خود تشکیل دهد؛ ازاین‌رو باید از نیروهای موجود در منطقه مانند ارمنی‌ها استفاده نماید.
نوشتار حاضر درپی پاسخ به این پرسش‌ها است که ماهیت همکاری ایران و مسکو در قفقاز جنوبی چیست؟ دامنۀ تعامل سیاست خارجی ایران و روسیه، با هدف مقابله با محور شرقی- غربی در چه سطحی است؟ با گذشت بیش‌از دو دهه از فروپاشی اتحاد شوروی، همکاری تهران و مسکو در قفقاز جنوبی به سطح راهبردی نرسیده است. تعاملات منطقه‌ای این دو کشور ماهیتی تدافعی و کارکردی تاکتیکی دارد. این فرضیه با کاربست موضوع اتحاد و ائتلاف در نظریۀ واقع‌گرایی بررسی شده است.
با شروع دوران پساشوروی، فرآیند واگرایی که در سال‌های انتهایی سده بیستم تمام عرصه شوروی سابق را در برگرفته بود، به قفقاز جنوبی نیز سرایت کرد و جمهوری‌های این منطقه را که در گذشته متحد یکدیگر به شمار می‌آمدند، به جدایی واداشت. حتی فراتر از آن، مناسبات میان دول این منطقه کیفیتی خصمانه یافتند و به جنگ و مناقشه سرزمینی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان انجامید؛ به‌طوری که هم‌اکنون و در عمل، هیچ گونه رابطه‌ای میان دولت‌های این دو جمهوری وجود ندارد و این حاصل چیزی نبود جز، فروپاشی سرزمینی و گسیخته شدن روابط و ارتباطات سنتی. با وجود همکاری‌های تنگاتنگ در عرصه حمل‌و‌نقل و انرژی میان گرجستان و آذربایجان، هنوز هم سطح این همکاری‌ها به حد تجربه شده در دوران شوروی نرسیده است.
گویا نام قفقاز با بحران و ناآرامی گره خورده است. نیمه شمالی قفقاز یادآور جنگ‌های چچن، ویرانه‌های گروزنی، فاجعه بسلان، افراطیون جدایی‌طلب، القاعده و سلفی‌گری است و نیمه جنوبی بوی نفت و باروت می‌دهد؛ منطقه‌ای که منابع عظیم انرژی و همچنین قرارگیری در جایگاه حساس تزانزیتی و موقعیت ژئوپلتیک انکارنشدنی در فصل مشترک آسیا و اروپا از سویی و اسلام و مسیحیت از سوی دیگر به آن اهمیت جهانی بخشیده است.
منطقه قفقاز و به وجود آمدن سه کشور مستقل آذربایجان، ارمنستان، و گرجستان در این منطقه، فرصت ‌ها و چالش‌های جدیدی را در ابعاد نظامی ، امنیتی و دفاعی پیش‌روی ایران قرار داده است. استقلال کشورهای منطقه موجب به وجود امدن دولت‌های جدید با شرایط امنیتی و سیاسی مبهم شده است و از سوی دیگر رقابت برای نفوذ و گسترش حضور نظامی، قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در قفقاز، چشم‌انداز نوینی در افق معادلات منطقه‌ای و جهانی ایجاد کرده است. نوشتار حاضر ضمن بررسی چالش‌ها و راهبردهای امنیتی ایران در قفقاز و تاثیر وضعیت قفقاز بر اوضاع امنیت ایران، راهکارهای عملی را در روابط ایران و کشورهای قفقاز ارائه کرده است.
این نوشتار به نقش ترکیه، آمریکا و ایران و تاثیرات برگرفته از روابط این کشورها می پردازد. ترکیه بنابه دلایلی، نقطه استراتژیک خود در درون قفقاز را نخست آذربایجان و سپس گرجستان می‌داند. مناقشه روسیه با گرجستان به ترک ها نشان داد که در یک فضای بحرانی نمی‌توانند در مقابل اراده روس‌ها مقاومت کنند و روس‌ها قادر به کنترل انتقال انرژی منطقه از گرجستان می‌باشند. ایران با برقراری ارتباط حسنه با سه کشور قفقاز در تلاش است از رشد عناصر و اندیشه‌های ضدایرانی بکاهد و به نوعی از سیاست‌های آمریکایی جلوگیری کند. امروزه هر چند رفتاری از طرف روسیه و آمریکا برای حل مناقشه قفقاز دیده می‌شود در صحنه قفقاز تضاد منافع به قدری پیچیده است که تنازع از مجادله محلی به منازعات کلان استراتژیک کشانده شده است.
نقش ایران در آسیای مرکزی و قفقاز با توجه به فرهنگ و تمدن آن جاذبه‌هایی در برداشته است. جمهوری اسلامی ایران، اقتصادی‌ترین، امن‌ترین و با صرفه‌ترین مسیر جغرافیایی برای انتقال انرژی «نفت و گاز» این منطقه است. ترانزیت و انرژی موجب پیوند خوردن منافع ایران و منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به یکدیگر می‌شود. ایران از نقطه‌نظر اقتصادی و سیاسی، ارتباطی گسترده‌ با کشورهای آسیای مرکزی دارد و طبیعی است که با روابط عمیق تاریخی با سوریه، ترکیه و آذربایجان می‌تواند بر همکاری‌های منطقه تاثیرگذار باشد.
بحران قفقاز جنوبی اگرچه مدت کوتاهی به شکل حاد و نظامی رخ داد، ولی خبر از تحولاتی مشخص در عرصه منطقه و حتی روابط بین‌الملل داشت؛ به گونه‌ای‌که برخی احتمال شکل‌گیری جنگ سردی جدید را مطرح کردند. نوشتار حاضر ابتدا به صورت مختصر، به نحوه شکل‌گیری این بحران در گرجستان و سپس به چگونگی ادامه آن به صورت درگیری نظامی میان روسیه و گرجستان پرداخته است. در ادامه نیز تاثیر این بحران بر هر کدام از قدرته‌ای حاضر در منطقه قفقاز شامل روسیه، ناتو، اتحادیه اروپایی و ایالات متحده را بررسی کرده و مهم‌ترین تغییرات در وضعیت آنها در منطقه را مورد توجه قرار داده است. قسمت پایانی نیز به بررسی وضعیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه پس از این بحران پرداخته و پیشنهاداتی را برای دستگاه سیاست خارجی ایران مطرح کرده است.
۹. İranin Kafkasya Politikasi ، اسفند ۱۳۸۶
سیاست ایران در قفقاز
ایران با استفاده از مزیت‌های نفوذ فرهنگی در این حوزه‌ها به‌ویژه در جمهوری آذربایجان درپی تقویت جنبه‌های دینی در جوامع قفقاز و آسیای مرکزی است و درا ین راه از مزیت همسایگی و حامل‌های انرژی غافل نیست که ایران تحت فشار محدودیت‌های نسبی در عرصه نظام بین‌الملل را با جهان خارج به‌ویژه غرب یکپارچه خواهد ساخت. با از بین رفتن کمونیسم تهدید موجود بر ضد ایران از بین رفت و ایران و روسیه منافع مشترکی پیدا کردند ولی از طرف دیگر با توجه به قومیت ترک اکثر کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز ایران تهدید بالقوه‌ای به نام جبهه ترک در منطقه حس می‌کند ایران به‌دنبال ثبات در حوزه خزر، آسیای مرکزی و قفقاز است که این کشور را در بسیاری موارد مجبور می‌سازد، دنباله‌رو سیاست‌های منطقه‌ای روسیه باشد.
نوشتار حاضر پیرامون تلاش‌های دیپلماتیک سیدضیاءالدین طباطبایی است که در راس یک هیات رسمی از سوی ایران در سال ۱۲۹۸ (هجری شمسی) به قفقاز اعزام شد. این اعزام درست در زمانی بود که منطقه در تب‌وتاب تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی به سر می‌برد. هدف هیات، رسیدگی به وضعیت ایرانیایی بود که در نتیجه انقلاب روسیه در منطقه قفقاز گرفتار شده بودند؛ اما جدای از این هدف، سید ضیاءالدین تلاش کرد تا شاید بار دیگر پیوندهایی میان ایران و قفقاز به خصوص آذربایجان، به وجود آورد. تضعیف چشمگیر قدرت روسیه این انگیزه را در برخی مقامات ایرانی به وجود آورده بود که شاید بتوان پیوند با ایران را در قالب یک فدراسیون، جایگزین پیوند این مناطق با روسیه کرد.

۱ | ۲ |