درگاه دید > موضوعات > سیاست و حکومت > انقلاب رنگی > (۲ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



موضوع انقلاب‌های رنگی از اواسط دهه ۱۹۹۰ با تغییر در ساختار نظام بین‌الملل و فروپاشی ساختار دوقطبی مورد توجه قرار گرفت و دستور کار جدیدی را در روابط بین‌المللی ایجاد کرد که ماهیت فرهنگی - اجتماعی داشت. چنین فرایندی بر اساس ابزارها و فرایندهای رسانه‌ای - فرهنگی انجام گرفت. در شرایطی که فضای اجتماعی بحرانی می‌شود، یا نشانه‌هایی از توزیع مجدد قدرت در دستورکار قرار می‌گیرد، رسانه‌های بین‌المللی مبادرت به انتشار ادبیات، مفاهیم و نمادهای تهییجی کرده، زمینه‌های تغییر در فضای سیاسی کشورهای هدف را فراهم می‌کنند. بنابراین، انتخابات را می‌توان به عنوان یکی از اصلی‌ترین نقاط ضعف انقلاب‌های رنگی در جهان دانست که در تمامی آنها رقابت نخبگان سیاسی برای چگونگی اداره نظام سیاسی و توزیع قدرت وجود داشته است.
در سال‌های اخیر گونه‌ای از استراتژی سرنگونی دولت‌ها در جهان به‌ویژه در کشورهای جداشده از اتحاد جماهیر شوروی بروز کرده است که از آن به‌عنوان انقلاب مخملی یاد می‌کنند. سوال اصلی این نوشتار آن است که کارگزاران انقلاب مخملی اعم از داخلی و خارجی برای پیروزی و به نتیجه رساندن این حرکت چگونه عمل کردند؟ و آیا نظام سیاسی مستقر در مدیریت و مهار بحران ناتوان بوده است؟ نویسنده بر این باور است که الگوی مدیریتی به‌کار گرفته‌شده در این انقلاب‌ها، با توجه به ساختارهای ذهنی و عینی این مناطق «دورکنی» بوده و مکمل بودن و ملازمت داشتن آنها با یکدیگر کلید موفقیت انقلاب‌های رنگی بوده است.

۱