درگاه دید > موضوعات > سیاست و حکومت > محافظه کاری > (۳ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



مسئله نومحافظه‌کاری از چند بعد شایان توجه و بررسی است. از بعد اندیشه و اندیشمندان؛ نومحافظه‌کاری این فکر را تداعی می‌کند که تفکر محافظه‌کاری وجود داشته و سپس متفکرینی مبدع تفکر نومحافظه‌کاری شده‌اند. از این دید خاستگاه اندیشه محافظه‌کاری قابل توجه و تحلیل می‌شود. سپس اندیشه نومحافظه‌کاری و پشتوانه‌های نظری نومحافظه‌کاری در ایالات متحده مطرح می‌شود. از این دیدگاه نظریه‌پردازان مختلفی در زوایای گوناگون سیاسی، اقتصادی، نظامی فرهنگی و.... به طرح و تحلیل موضوع پرداخته‌اند، به نحوی‌که این برداشت نه تنها کاستی‌‌های گذشته را به فراموشی سپرده بلکه موجبات ظهور و ثبات هژمونیک ایالات متحده را در جهان فراهم کرده است.
قرارداد وستفالی و انقلاب فرانسه نقش تعیین کننده در همسویی بنیادی در بین جوامع مختلف جهان غرب ایفا کردند. با کوتاه شدن دست کلیسا از دخالت در معادلات داخلی و بین‌المللی در فرانسه دولت ملی شکل گرفت. انقلاب فرانسه به مردم، اختیار و مسئولیت هدیه داد، شهروندان ارزیاب مناسبی برای جامعه خود شدند. این واقعیت محیط خود شهروند است که رقم‌زن جهت‌گیری او می‌باشد. سومین انتخابات نخست‌وزیری در کانادا پیش از موعد و در شرایط بحران اقتصادی، توسط محافظه‌کاران به این امید که بتوانند با انجام آن حکومت اکثریت محافظه‌کار را به وجود آورند به وقوع پیوست، نتایج نشان داد حکومت بعدی کانادا همچنان حکومت اقلیت محافظه‌کار خواهد بود و مجبور به همکاری با احزاب مخالف برای اداره کشور است.
هژمونی راست نو در محافظه‌کاری از دل زمینه تاریخی بسیار مشخصی سربرآورده است، حتی احتمال دارد در آینده بر عملکرد محافظه‌کاری و سیاست سوسیالیستی تاثیراتی بگذارد که برگشت‌ناپذیر باشد و غیرمنطقی نیست اگر فرض کنیم که هژمونی تفکر سیاسی راست نو، در درون یا بیرون، عنصر محافظه‌کاری محدود به مرزبندی‌های تاریخی است که با خود به‌همراه خواهد داشت. هدف از این بررسی، تلاش برای تعریف محتوا، محدودیت‌ها و تنوع‌های دکترین راست نو و مشخص کردن تنش‌هایی است که بین راست نو و عملگرایی محافظه‌کاری به‌عنوان میراث پذیرنده آن پدیدار شده است.

۱