درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > موقعیت بین المللی > (۱۴ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. Geopolitical Shifts In West Asia Trends And Implications ، مهر ۱۳۹۶
تغییرات ژئوپلیتیکی در غرب آسیا؛ مفاهیم و روندها
کتاب حاضر از پنج بخش تشکیل شده که هر بخش از آن قسمتی از تغییرات ژئوپلیتیک منطقه را مورد بررسی قرار داده است. بخش نخست، تروریسم، فرقه‌گرایی و امنیت منطقه‌ای؛ بخش دوم، مداخلۀ قدرت‌های خارجی؛ بخش سوم، بررسی ثبات سیاسی و امنیت انرژی؛ بخش چهارم هند و بخش پنجم تحت عنوان غرب آسیا است.
اگرچه در تفسیر سیاست خارجی چین نسبت به خاورمیانه عمدتا انگشت بر روی رشد شگفت‌انگیز اقتصادی این کشور و عطش سیری‌ناپذیر آن به منابع انرژی خاورمیانه گذاشته می‌شود و «استراتژی دستیابی به امنیت انرژی» علت حضور پررنگ پکن در منطقه چالش‌خیز خاورمیانه خوانده می‌شود، اما حداقل از منظر تئوریک باید بر این مهم پا فشرد که این عمدتاً بیانگر تنها قسمتی از سیاست خارجی چین است که در سطح نظام بین‌الملل قابل مشاهد است و حجم عمده آن را عوامل دیگری می‌سازد که نگاهی عمیق‌تر می‌طلبد تا بن‌پایه‌های آن به‌گونه‌ای مورد ارزیابی قرار گیرد که درکی از متغیرهای چندوجهی استراتژی پکن در خاورمیانه حاصل شود.
يكي از پديده‌هاي مهم در فهم چالش‌هاي امنيت منطقه‌اي در خاورميانه، پديده بين‌المللي بودن آن منطقه است. خاورميانه نه فقط منطقه‌اي بين‌المللي، بلكه بين‌المللي‌ترين حوزه ژئوپلتيكي جهان است. منظور از بين‌المللي بودن خاورميانه آن است كه قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي به صورت مداومي در خاورميانه حضور امنيتي، ملاحظات امنيتي، منافع امنيتي و كنش‌ها و واكنش‌هاي امنيتي داشته‌اند. دليل حضور امنيتي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي، در اهميت چند لايه ژئوپلتيكي، اقتصادي و فرهنگي منطقه خاورميانه قابل جستجو است. فشردگي و چندلايگي اهميت اين منطقه براي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي به گونه‌اي است كه مي‌توان گفت تسلط بر منطقه خاورميانه، يكي از اصلي‌ترين شاخصه‌هاي تسلط و در قله قدرت جهاني بودن است.
این نوشتار جایگاه خاورمیانه در نظام بین‌الملل را پس از جنگ سرد مورد بررسی قرار داده و به نظریه‌های مختلف درباره ماهیت نظام بین‌الملل پس از جنگ سرد پرداخته و جایگاه مناطق گوناگون جهان را در این نظام مورد بررسی قرار داده است. خاورمیانه با توجه به اهمیت استراتژیک خود، برای نظام جهانی از موقعیتی ویژه برخوردار است و هرگونه بحران و بی‌ثباتی در آن می‌تواند تاثیرات عمده بر ساختار نظام جهانی بگذارد.
کثرت رفت‌و‌آمدهای دیپلماتیک در منطقه خاورمیانه، به‌خصوص سفر مقامات آمریکایی و از سویی دیگر تعدد مانورهای انجام گرفته در منطقه طی چند ماه اخیر، همگی نشانه‌ای از تمرکز آمریکا بر جنگ روانی و لفظی به‌منظور وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به عقب‌نشینی از مواضع خود است. هرچند نمی‌توان با قاطعیت ابزار داشت که این «لفظی بودن» تهدیدات تداوم پیدا خواهد کرد، اما رویه کنونی لزوم ارتقای ابزارهای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی برای مقابله با این فضای سنگین و ملتهب را دوچندان ساخته است.
به‌نظر می‌رسد مردم آمریکا هم برداشت‌ها و تلقی‌های متفاوتی از مفهوم لیبرالیسم و ارزش‌های آن، نسبت به هم‌مسلکان اروپایی خود داشته ‌باشند. تا قبل از آغاز قرن بیستم اروپا حکمفرمای جهان بود ولی پس از جنگ جهانی دوم در مقابل قدرت روزافزون ایالات متحده تاب نیاورد و اکنون آمریکا برای شکل دادن جهان براساس باورها و پندارهای خود تلاش می‌کند. البته در خود ایالات متحده نگاه دوگانه‌ای به محوریت اروپا در سیاست خارجی آمریکا وجود دارد. دموکرات‌های پیروی الگوهای جنگ سرد موافق این مسئله و محافظه‌کاران رویکرد دیگری پیش گرفته‌اند. در این راستا رویکرد قدرتمند ساختن ایالات متحده در منطقه خاورمیانه که در نهایت به تضعیف اروپا خواهد انجامید، نیز وجود دارد.
۷. Satellite Technology in the Middle East ، مرداد ۱۳۸۳
فناوری ماهواره‌ای در خاورمیانه
بحث ماهواره‌ها از نیمه دهه ۶۰ مطرح شد. در آن زمان ابرقدرت‌ها از ماهواره‌های اطلاعاتی برای کسب اطلاعات از نیات حریف استفاده می‌کردند. با شروع زوال شوروی و گسترش فناوری ماهواره‌ای، بحث ماهواره‌های ارتباطاتی و تحقیقاتی مطرح شد و هم‌گام با این مسئله، کشورهای دیگر نیز به این تکنولوژی دست یافتند. در خاورمیانه اسرائیل نسبت به سایر کشورهای منطقه از لحاظ قابلیت‌های فنی در موقعیت برتر قرار دارد. با این‌حال، سایر کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی، ایران، ترکیه، مصر و ... نیز کوشش‌های موفق و ناموفقی را در این راه تجربه می‌کنند و به‌نظر می‌رسد که در آینده این روند بیش از پیش توسعه پیدا کند.
۸. Nuclear Strategy and the Modern Middle East ، مرداد ۱۳۸۳
استراتژی اتمی و خاور میانه مدرن
نوشتار فعلی در صدد نشان دادن دشواریهای بکارگیری الگوی باز دارندگی استراتژیک آمریکا به عنوان ابزاری برای امنیت منطقه ای خلیج فارس می باشد. همچنین این مقاله از الگویی تئوریک برای آزمودن چارچوب قهری که در جنگ بر علیه عراق از ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۳ بکار گرفته شد، استفاده می کند. در پایان نویسنده به ارزیابی این بازدارندگی استراتژیک در برابر ایجاد نظم امنیتی منطقه ای نوین در خاور میانه پس از صدام میپردازد. ازنگاه وی ایالات متحده می بایست سیستمی شفاف و مبتنی بر اعتماد سازی در جهت برقراری رابطه ای درست با تمامی کشورهای منطقه ایجاد نماید. این امر در استقرار نظم امنیتی جدید در خاورمیانه تاثیری بسزا خواهد داشت.
طراحان آمریکایی اشغال عراق می‌پنداشتند که تعهد آمریکا به اخراج رژیم صدام، خاورمیانه‌ای بهتر را نوید می‌دهد و عراق را به یک عنصر مثبت در امنیت بین‌المللی و جنگ علیه تروریسم تبدیل خواهد کرد. آنها تصور می‌کردند که رسیدن به این هدف با به‌کارگیری نسبی نیروی نظامی ارتش آمریکا و فضای ثبات بخش پس از جنگ سرد عملی خواهد شد که هزینه چنین عملیاتی را نیز می‌توان از منابع نفتی عراق تامین کرد. استراتژیست‌های آمریکایی باید بدانند که ایالات متحده نمی‌تواند موقعیت کنونی را بدون یاری گرفتن از همسایگان عراق و دیگر اعضای جامعه بین‌المللی تغییر دهد. برخی از دولتمردان آمریکایی از فشار همه‌جانبه آمریکا از جمله عملیات سری و اقدامات آشکار نظامی برای تغییر دولت‌ها در خاورمیانه حمایت می‌کنند.
۱۰. Creat a New Era of Islamic-Relation by Supporthing Community Development ، مرداد ۱۳۸۳
ایجاد دوره جدیدی از روابط اسلامی- غربی با حمایت از توسعه جامعه
بررسی اوضاع اقتصادی در برخی کشورهای خاورمیانه از جمله مراکش ،اردن و... و مساله کمکهای خارجی به این کشورها که در راس آنها آمریکا قرار دارد موضوع اصلی مقاله می باشد. نویسنده با اذعان به اینکه این کمکها در حال حاضر وجود دارد معتقد است بایستی ابزارهای مؤثری برای مبارزه بافقر ومشکلات اقتصادی کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گیرند. از نگاه نویسنده اگر کشورهای غربی قاطعانه وبا شور وحرارت به کشورهای اسلامی کمک کنند این نوع از مساعدتها ثبات منطقه ای وامنیت بین المللی را در پی خواهد داشت.

۱ | ۲ |