درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > ایران > روابط خارجی > آسیای مرکزی > (۲۱ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. İran’ın Avrasya’ya Jeopolitik Hamlesi ، ارديبهشت ۱۳۹۶
اقدامات ژئوپلیتیک ایران در اوراسیا
نویسنده با اشاره به سفر آوریل 2017 آقای ظریف به برخی کشورهای آسیای مرکزی، بر این باور است که ایران از یک‌سو سعی دارد با جلب موافقت کشورهای عضو پیمان شانگهای عضو این پیمان شود و در این زمینه حامیان قوی‌ای مانند روسیه، چین و قزاقستان دارد و ازسوی دیگر سعی دارد ضمن اعمال نفوذ بیشتر در آسیای مرکزی و قفقاز هم روابط و وابستگی‌های این کشورها به آمریکا را کم کرده و تهدید حضور آمریکا در این کشورها را برطرف کند و هم با احیای مسیرهای ترانزیت کالا و ایجاد خطوط لوله انتقال گاز برای صادرات به اروپا از پتانسیل اقتصادی منطقه بهرۀ بیشتری ببرد. به باور وی، درصورت عضویت ایران در پیمان شانگهای و احیای مسیرهای ترانزیت کالا در منطقه، می‌توان گفت که بعد از آمریکا، روسیه و چین، قدرتمندترین بازیگر در منطقه خواهد شد.
به باور نویسنده، مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بی‌تردید وارد دوران نوینی شده است؛ دورانی که با تمام ادوار گذشته متفاوت خواهد بود. بی‌شک تمسک سیاست‌گذاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به انگاره‌های تمدنی مشترک ایران با کشورهایی که تماما یا غالبا به‌لحاظ تاریخی بخشی از حوزۀ فرهنگی - تمدنی ایران بزرگ بوده‌اند، آثار و پیامدهای فوق‌العاده مثبتی را بر منافع و امنیت ملی ایران خواهد گذاشت.
۳. İran'ın Orta Asya stratejisi ، ارديبهشت ۱۳۹۵
استراتژی ایران در آسیای مرکزی
در این نوشتار، مناسبات ایران با آسیای مرکزی از دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و نیز قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بررسی شده است. رژیم حقوقی دریای خزر نیز از موضوعاتی است که در این نوشتار به آن پرداخته شده است. عضویت ناظر ایران درپیمان شانگهای موضوع دیگری است که در نوشتار بررسی شده است؛ به گفتۀ نویسنده، عضویت ایران در این پیمان، در رابطۀ این کشور با برخی کشورهای آسیای مرکزی مانند قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان که از نظر امنیتی نقش و جایگاه مهمی در این پیمان دارند، در خور توجه است. در ادامۀ نوشتار، روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی از زمان استقلال این کشورها به‌صورت جداگانه بررسی شده است.
۴. Iran, nouveau joueur du Grand jeu? ، آبان ۱۳۹۴
ایران، بازیگر جدید بازی بزرگ (آسیای مرکزی)
نوشتار حاضر به بررسی آثار توافق ایران و گروه 1+5 برای سیاست خارجی تهران درقبال اوراسیا اختصاص یافته است. به باور نویسنده، این توافق با توجه به حذف تحریم‌ها، دستاوردهای اقتصادی و سیاسی بسیاری را برای ایران در آسیای مرکزی به‌دنبال خواهد داشت. وی توضیح داده است کشورهای این ناحیه علاقه‌مندند نیرویی موازنه‌ساز در برابر قدرت چین و روسیه ظاهر شود که مسیرهای صادراتی جدیدی را رو به کالاهای تولیدی آنها بگشاید. ازسوی‌ دیگر، شکوفایی اقتصادی مرزهای ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان، برای روسیه اهمیت بسیار دارد و این کشور برای ممانعت از پیدایش گروه‌های افراط‌گرا، خواهان رشد این مناطق است. درنتیجه، از دید نویسنده، تعاملات ایران با اوراسیا با استقبال کشورهای منطقه مواجه است.
۵. В поисках точки опоры: Иран в Центральной Азии ، آبان ۱۳۹۳
ایران به دنبال نقاط اتکا در آسیای مرکزی
نویسنده پس از مقدمه‌ای، به منافع ایران در منطقه آسیای مرکزی پرداخته که عبارتند از: منافع سیاسی و اقتصادی. در ادامه وی به این مساله پرداخته که ایران و روسیه در این منطقه، متحد هستند یا رقیب؟ به باور نویسنده، ایران و روسیه به‌ویژه در رابطه با حفظ ثبات و امنیت در این منطقه، منافع مشترکی دارند و هم از نظر دوجانبه و هم در قالب سازمان شانگهای ظرفیت بسیاری برای همکاری دارند؛ اما درعین‌حال، از نظر اقتصادی رقیب هم محسوب می‌شوند. البته وی مدعی است که این رقابت مانع همکاری تهران- مسکو نخواهد شد.
۶. Où va l’Asie central? Entre Chine, Russie et Islam ، خرداد ۱۳۹۳
آسیای مرکزی به کجا می‌رود؟ در میان چین، روسیه و اسلام
با تغییراتی که درپی «بهار عرب» در عرصه ژئوپلیتیک رخ داده است، بسیاری از روندهای گذشته دست‌خوش دگرگونی‌های عمده شده‌اند. مطالعات بسیاری به ماهیت تغییرات و آینده آنها پرداخته‌اند، اما کمتر توجهی به کشورهای آسیای مرکزی که از نظر جغرافیایی دورتر از کانون انقلاب‌ها بوده‌اند، شده است. نوشتار حاضر به بررسی بازیگران سیاسی این منطقه و نقش آنان در جریان‌های کنونی پرداخته است. نويسنده در ابتدا چگونگي شكل‌گيري مثلث چین، روسیه و افراط‌گرایان علیه آمریکا را شرح داده و آن را يكي از مهم‌ترين تغييرات منطقه دانسته است. از ديد وی، نفوذ اين مثلث در آسياي مركزي، بيش از نفوذ آمريكاست. ديگر موضوعات این نوشتار، نقش برخي ديگر از كشورها مانند ايران و تركيه، معرفی کشورهای این ناحیه، نقش اسلام در آنها و... است.
مهمترین رویکردی سیاست‌ خارجی در دولت‌های نهم و دهم، تبدیل شدن سیاست تدافعی به یک سیاست تدافعی – تهاجمی بوده است. با توجه به اهميت موضوع ارتباط ایران با کشورهای همسایه این نوشتار به تحليل و بررسي اين موضوع و همچنین به بررسی عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد در منطقه آسیای‌مرکزی پرداخته است.
ایران همواره به عنوان یک مسیر ترانزیتی کوتاه و مناسب مورد توجه صاحبان کالا بوده است. نیاز کشورهای آسیای مرکزی در دسترسی به آب‌های آزاد از یک‌سو و رشد فرآیند اقتصادی کشورهای شرق و جنوب آسیا و علاقمندی آنان به تجارت با غرب از سوی دیگر و همچنین همسایگی جمهوری اسلامی ‌ایران با کشورهای آسیای مرکزی و دارا بودن مشترکات دینی، فرهنگی و تاریخی، موقعیت ممتازی را برای کشور ما به ارمغان آورده است. اما ايران همواره از ظرفيت‌هاي اقتصادي خود در آسياي مركزي استفاده نكرده است. این نوشتار براي رفع اين مشكل و تامين هر چه بهينه‌تر منافع ملي ايران در تعاملات اقتصادي آن با آسياي مركزي تصويري روشن از وضعيت ايران در اين منطقه، رقبا و نيازهاي واقعي منطقه را مورد بررسی قرار داده است.
رقابت ميان قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي با هدف كسب برتري‌هاي ژئوپليتيك، توانايي شكل‌دهي به ساختارهاي امنيتي، تسلط بر منابع انرژي و توسعه حوزه نفوذ است. مقاله پيش رو با روش توصيفي- تحليلي به بررسي منافع و الگوهاي رفتاري قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه اي در محيط ژئوپليتيكي پس از جنگ سرد در آسياي مركزي پرداخته و ضمن بررسي اهداف و منافع ايران و روسيه به عنوان دو بازيگر اصلي در منطقه آسياي مركزي، الگوي تعامل ميان آنها را مشخص کرده كه مي تواند در قالب طيفي از رقابت تا همكاري معنا يابد. راهبرد تقابل و تضاد در روابط ايران و روسيه به سود هيچ يك نيست و راهبرد رقابت در بستر همكاري، بهتر مي تواند تامين كننده منافع ايران در آسياي مركزي باشد.
سیاست ایران در آسیای مرکزی، از یک‌سو بر پایه عوامل همگرایی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ، از فرصت‌ها و زمینه‌های نفوذ و همکاری، برخوردار است و ازسوی دیگر با توجه به عوامل واگرایی، با چالش‌ها و تهدیداتی مواجه است که برآیند این امر، همواره در جهت‌گیری سیاست ایران در منطقه آسیای مرکزی، تاثیرگذار بوده است. در این نوشتار تلاش شده به ترتیبات امنیتی منطقه‌ای حاکم بر آسیای مرکزی پرداخته شود. به نظر نویسندگان، کمک ایران به شکل‌گیری دولت‌های قدرتمند و توانمند برای مدیریت منازعه‌ها و بی‌ثباتی‌های درونی، اهمیتی اساسی دارد.همچنین افزایش همکاری و مشارکت بین دولت‌های منطقه و شفاف‌سازی و تبادل اطلاعات می‌تواند به بهبود امنیت منطقه منجر شود.

۱ | ۲ | ۳ |