درگاه دید > موضوعات > روابط و همکاری‌های بین‌المللی > روابط بين المللی > (۱۰۷۹ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



به باور نویسنده، ظهور دوران مدرن و نفوذ استعمار در کشورهای شرقی هم خواری بود و هم نعمت. خواری به این دلیل که به ازدست دادن سرمایه‌های گذشته و رفتن به زیر یوغِ کشورهای غرب انجامید، نعمت بود ازآن‌رو که باعث شد به سکوت و رکودِ چندصد سالۀ خود پی ببرند. اقبال با الگو قرار دادن سیدجمال الدین اسدآبادی درپی وحدت دوبارۀ مسلمانان بوده است؛ وحدتی که نه زیرِ پرچمِ خلافت، که در میدان قانون اسلامیِ مبتنی‌بر اجتهاد به‌وجود آید. اقبال با ردِ فلسفۀ یونانی و اندیشه‌های ناکارآمدِ اندیشمندانِ مسلمانانِ سده‌های پیشین، «فلسفه خودی» را مطرح کرد؛ فلسفه‌ای که به باور وی نه‌تنها روش هستی‌شناسانه، بلکه آینه‌ای است که باید هستی در آن پیدا شود.
در حوزۀ مطالعات بین‌الملل غالباً قدرت مادی و سخت هستۀ اصلی و تعیین‌کنندۀ میزان قدرت و نوع روابط میان دولت‌ها بوده است، اما پس از جنگ سرد، قدرت مادی به‌‌تنهایی پاسخگوی نیاز جوامع انسانی نیست و شکل دیگری از قدرت که پایه‌های آن را مبانی ارزشی- هویتی و فرهنگی تشکیل می‌دهد اهمیت بیشتری یافته است. فرهنگ و روابط فرهنگی ‌چنان در ابعاد همه‌جانبۀ زندگی دولت- ملت‌ها تنیده شده‌ است که امروزه روابط بین‌الملل را روابط میان فرهنگ‌ها تعبیر می‌کنند. نوشتار حاضر به ‌مثابه تحقیقی بنیادی نشان داده است که دولت‌ها چگونه می‌توانند به‌واسطۀ هنجارهای معنایی و گفتمان‌های ارزشی، روابط خود با دیگر دولت‌ها را در راستای اهداف و منافع و درنتیجه افزایش قدرت نفوذ خود مدیریت کنند.
نوشتار حاضر اهمیت ایده‌ها، هویت‌ها و ارزش‌ها در منطقۀ غرب آسیا و شمال آفریقا را مورد ارزیابی قرار داده است. فرضیۀ اساسی و اصلی در اینجا مسئلۀ هویت‌ها، ارزش‌ها و ایده‌ها در سیاست جهانی به‌صورت عام و در منطقۀ غرب آسیا و شمال آفریقا به‌صورت خاص و ویژه است. در این پژوهش تلاش شده بعد از ارائۀ نگاهی کلی به این مفاهیم؛ یعنی ایده‌ها، هویت‌ها، ارزش‌ها، خاستگاه و جایگاه آنها در روابط بین‌الملل، ارتباط آنها با جهان غیرغربی، بر پایۀ ادبیاتی که در منطقۀ غرب آسیا و شمال آفریقا به‌وسیلۀ اندیشمندان بومی شکل گرفته را مورد توجه و ارزیابی قرار دهد.
اتصال مفاهیم سیاسی مدرن با شناخت‌شناسی روشنگري باعث شده است تا به نام عقلانیت برداشتی یگانه و عام از این مفاهیم به‌وجود بیاید. به باور نویسنده، گفتمان سیاسی پسامدرن، درمقابل با نفی هرگونه ذات‌گرایی و مبنا‌انگاري رو به‌سوي مسئولیت‌طلبی نسبت به دیگري و گسترش افق‌هاي برابر‌طلبی دارد. در حوزۀ سیاسی، گفتمان پسامدرن، منادي گذار از فراروایت‌هاي سیاسی مثل ایدئولوژي‌هايی همچون مارکسیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و مکاتب سیاسی است که ادعاي رهایی‌سازي، سعادت و خوشبختی انسان را دارند.
نوشتار حاضر به بررسی این پرسش پرداخته است که چگونه می‌توان رابطه قدرت و بحران نظریه‌پردازی در روابط بین‌الملل را تحلیل کرد‌؟ به باور نویسنده، مفهوم امنیت انسانی، در شناسایی تهدید‌کنندگان امنیت بشری، سهم عمده‌ای از کشورهای صنعتی و نظام سرمایه‌داری را نادیده می‌گیرند. همین رویکرد بنیادهای نظری و روشی امنیت انسانی را از معیارهای علمی دور کرده است؛ لذا، این گرایش که از آن به‌مثابه «پارادایم» نیز یاد شده، کمک شایانی به پیشرفت اندیشه‌ورزی در روابط بین‌الملل نمی‌کند. رویکرد پژوهش حاضر تحلیلی- تبیینی، نوع آن نظری - انتقادی، شیوه تجزیه‌وتحلیل داده‌ها کیفی و روش گردآوری اطلاعات، اسنادی است.
اتخاذ رویکرد مناسب برای توسعه، یکی از موضوعات مهم در اقتصاد سیاسی بین‌الملل است. برنامه‌های ارائه‌شده در اجماع واشینگتن، از رویکردهای غالب در این زمینه است. سوال اصلی پژوهش این است که شباهت‌ها و تفاوت‌های اجماع واشینگتن و اجماع پکن کدامند؟ تا چه حد اجماع پکن می‌تواند به الگوی جدید توسعه برای کشورهای خواهان توسعه تبدیل شود؟ بنابر فرضیه، به‌نظر می‌رسد، شباهت‌های hقتصادی و سیاسی ازسوی هر دو مکتب است؛ تاکید بر صادرات، تجارت آزاد و الگوی توسعه‌گرایی در مقولات اقتصادی و سیاسی ازسوی هر دو مکتب است. تفاوت دو مکتب در تاکید اجماع پکن بر دولت‌محوری و اقتدارگرایی در توسعه، تلفیق جغرافیای اقتصادی و سیاسی و تاکید بر اقتصاد مبتنی‌بر نوآوری است که در اجماع واشینگتن نادیده گرفته شده است.
به باور شرکت کنندگتن در این نشست، می‌توان فقه روابط بین‌الملل را دانش مومنانۀ ساخت نظام بین‌الملل درنظر گرفت و آن را ناظر بر استنباط احکام شرعی مربوط به حوزۀ روابط بین‌الملل دانست. نوشتار حاضر به بیان نگاه فقهی حضرت آیت‌الله جوادی آملی که کمتر مطرح شده پرداخته است. آشنایی با نگاه فقهی ایشان قطعا به آشنایی فهم فقهی از روابط بین‌الملل معاصر کمک زیادی می‌کند.
نویسندگان با استفاده از روش علمی و رویکرد توصیفی- تحلیلی به‌دنبال پاسخ این پرسش هستند که دیدگاه جوزف نای در تبیین نظریۀ قدرت نرم چه تاثیری بر تعیین سازوکار کنونی دیپلماسی عمومی در جهان داشته است. در پاسخ به این پرسش، یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که جوزف نای درخلال نظریۀ قدرت نرم به دیپلماسی عمومی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شیوه‌های قدرت نرم توجه بسیار دارد و برای آن سه مولفۀ اساسی را بیان می‌کند که شامل ارتباطات روزانه با مردم، ارتباطات استراتژیک موضوعی و گسترش روابط بلندمدت با افراد کلیدی در کشورهای هدف است که این سه مولفه امروزه به سه محور اساسی سازوکار نوین دیپلماسی عمومی تحت عنوان مدیریت پیام، برقراری ارتباطات راهبردی و تثبیت روابط پایدار تبدیل شده است.
امروزه پساساختارگرایی در ادبیات روابط بین‌الملل رهیافتی کاملاً شناخته‌شده همراه با ادبیاتی غنی محسوب می‌شود. نوشتار حاضر، با بررسی هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، موضوع‌شناسی و نقدشناسی پساساختارگرایی در روابط بین‌الملل، نتیجه‌گیری کرده که توجه به مفاهیمی مانند زبان، روابط قدرت، مقاومت، مرزبندی خود/ دیگری، اهمیت صداهای حاشیه‌ای، امکان گریز از رویه‌های دولت‌محور و باز کردن فضا برای مفصل‌بندی مجدد رشتۀ روابط بین‌الملل به‌عنوان مؤلفه‌های هستۀ سخت پساساختارگرایی، امکان عاملیت‌های جدید در عرصۀ زیست جهانی را برای انسان فروبستۀ امروز فراهم می‌کند.
بخش اول نوشتار حاضر تئوري پويا و چند رشته‌اي ابن‌خلدون را مطرح کرده است. اين تئوري حاكي از آن است كه پيشرفت يا پسرفت يك اقتصاد و يا جامعه، تنها به يك عامل بستگي ندارد، بلكه از كنش متقابل عوامل اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و تاريخي در دورۀ بلندمدت تاثير مي‌پذيرد. در بين اين عوامل، يكي از آنها به‌عنوان مكانيسم عامل رفتار مي‌كند، حال اگر ساير عوامل نيز همسو با اين پارامتر واكنش نشان دهند، پيشرفت يا انحطاط جامعه ازطريق عكس‌العمل زنجيره‌اي عوامل شتاب مي‌گيرد، به‌طوري‌كه تشخيص علت از معلول مشكل مي‌شود. در بخش دوم این نوشتار با استفاده از اين نظريه، عملكرد جهان اسلام توضيح داده شده است.

۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | >> ۱۰۸