درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > افغانستان > امنيت ملی > (۸۵ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



یکی از نمونه‌های نسبتا موفق در زمینۀ برگزاری کنفرانس‌های امنیتی، هرات است که از سال 2012 به‌طور مداوم برگزار شده است. در دومین کنفرانس امنیتی هرات، نمایندگان نزدیک به سی کشور منطقه و جهان شرکت کرده‌اند تا پیرامون اعتمادسازی در منطقه با محوریت افغانستان گفت‌و‌گو کنند. افزایش کمی و کیفی میزان تبادلات اقتصادی و فرهنگی میان افغانستان و کشورهای منطقه و جهان مهم‌ترین هدف این کنفرانس بوده و هر سال همکاری بیشتر از یک‌سو برای توسعۀ اقتصادی و ازسوی دیگر ارتقای مساعی امنیتی را تشویق کرده است.
از آنجاکه با آغاز بهار، طالبان معمولا بیانیه‌هایی منتشر و عملا دور نوینی از جنگ‌های بهاره را آغاز می‌کنند؛ اکنون نیز امارت اسلامی افغانستان عملیات گسترده‌ای را آغاز کرده است. طالبان جمعه 28 آوریل 2017 اعلام کرد، عملیات بهاری‌ خود را با رمز «منصوری» آغاز کرده‌ است. این گروه گفته است که از اعلام آغاز عملیات تمامی مراکز دولتی ازقبیل ارگان‌های حکومتی افغانستان را مورد هدف قرار خواهد داد. نوشتار حاضر با بررسی اهداف طالبان، به اهمیت شرایط کنونی و سرنوشت‌ساز بودن سال پیش‌رو برای دولت و طالبان اشاره داشته است.
نوشتار حاضر تلاش دارد تا با نگاهی به ویژگی‌های منطقه‌گرایی نوین، به بررسی روابط ایران و روسیه و نقش نومنطقه‌گرایی در نزدیک‌سازی زمینه‌های همکاری میان دو کشور در افغانستان بپردازد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که چگونه ایران و روسیه، می‌توانند در سطح منطقۀ اوراسیا، به‌ویژه در برپایی ثبات و امنیت در افغانستان به همکاری با یکدیگر بپردازند؟
به باور نویسنده، پایش وضعیت امنیتی افغانستان و مرزهای شرقی ج.ا.ایران در مقطع کنونی از اهمیت زیادی برای کشور برخوردار است. این نوشتار به بررسی مسائل مختلف و معضل‌های تاثیرگذار این منطقه بر امنیت کشور از جمله مرز مشترک و با دیدگاه عناصر جغرافیای امنیتی با مولفه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی، نظامی، علمی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده تاثیرگذارترین مولفۀ جغرافیای امنیتی مرز ایران و افغانستان بر امنیت ملی کشور، عامل نظامی با زیر مولفۀ «وضعیت امنیتی ایران» و عامل سیاسی با زیر مولفۀ «اشراف و حاکمیت دولت مرکزی بر مناطق مرزی» است.
تصور می‌شود جریان افراط در دهه‌های اخیر از سه مرحله عبور کرده باشد و در همان حال در حالت تکاملی و رشد قرار گرفته باشد. جریان افراط در هر مرحله، نام و مشخصات ایدئولوژیک و مکتبی خاص خود را داشته ولی در اهداف تعریف شده‌اش تقریبا از ثبات لازم و کافی برخوردار بوده است. این سه مرحله را می‌توان چنین خلاصه کرد: مرحلۀ اول، جریان جهادی در افغانستان علیه شوروی سابق و متحد غرب؛ مرحلۀ دوم، پیروزی جهاد و شکل‌گیری عرب افغان، سازمان الفاعده، شکست اتحاد با غرب و مرحلۀ سوم، ظهور داعش در خارمیانه و ادعای احیای خلافت اسلامی. به باور نویسنده، امضای توافق امنیتی پاکستان و افغانستان که در کابل بحث‌های جدی به‌وجود آورده است در واقع با هدف جایگزین کردن تعامل به‌جای تقابل و رقابت‌های سنتی است.
در هفته‌های اخیر شاهد گسترش اقدامات تروریستی در مناطق شمال و شمال شرق افغانستان بوده‌ایم. ریشه‌های ناامنی در افغانستان عمدتاً به مقاومت مردم این کشور در برابر اشغال آن توسط قوای شوروی بازمی‌گردد. مسئله‌ای که پس از خروج شوروی به جنگ داخلی میان مجاهدین و سپس غلبۀ طالبان بر افغانستان انجامید. حوادث اخیر شمال افغانستان پیامدهای متعددی در سطوح مختلف خواهد داشت. به باور نویسنده مهم‌ترین پیامد داخلی این حوادث گسترش نارضایتی از دولت وحدت ملی و شکست ترتیبات تقسیم قدرت در افغانستان است. نتیجۀ بلافصل این امر تضعیف نهاد دولت و فرآیند دولت‌سازی در افغانستان است.
تحولات جنوب آسیا و شبه قاره هند در سال ۱۳۹۲ عمدتا حول محور تحولات پاکستان، افغانستان و هندوستان تمرکز یافته و بقیه کشورها نظیر بنگلادش و سریلانکا در حاشیه تحولات منطقه‌ای قرار گرفته‌اند. در نگاهی مقدماتی نویسنده تحولات این سه کشور را در سه سطح اقتصادی، نظامی و امنیتی مورد ارزیابی قرار داده است.
۸. India’s Policy towards Afghanistan ، مرداد ۱۳۹۲
سیاست هند در قبال افغانستان
نویسنده به توضیح نحوه مواجهه هند با افغانستان در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پرداخته است. وی بر این باور است که ثبات افغانستان برای امنیت هند اهمیتی حیاتی دارد و این کشور در تلاش برای ایجاد ثبات در این کشور است، اما با این وجود در سال‌های اخیر کشورهای غربی توجهی به این موضوع نداشته و هند را از مباحث مربوط دور نگه داشته‌اند. نویسنده در ادامه به خروج نیروهای خارجی از افغانستان پرداخته و نقش هند بعد از این خروج در امنیت و ثبات افغانستان را بررسی کرده است.
۹. Transition in Afghanistan ، مرداد ۱۳۹۲
گذار در افغانستان
آمریکا حداقل به مدت شش ماه است که درپی برنامه‌ریزی در حوزه‌های امنیتی، حکومتداری و جنبه‌های اقتصادی گذار و انتقال قدرت در افغانستان است. بااین‌حال موفق به تدوین برنامه‌ای جامع دراین‌زمینه نشده است. نوشتار حاضر ازطریق مجموعه‌ای از نمودارها به جنبه‌های مختلف این انتقال قدرت پرداخته است و ضمن بررسی ناکامی‌های گذشته آمریکا ـ نمونه ویتنام ـ از کاهش حمایت مردمی از جنگ در افغانستان خبر داده است. در این گزارش، اولویت‌های استراتژیک افغانستان؛ تعهدات دولت افغانستان برای انتقال قدرت، تحولات نظامی اخیر؛ بدتر شدن سطوح خشونت؛ افزایش تلفات؛ پیشرفت‌ها در امور مربوط به نیروهای امنیت ملی افغانستان؛ ثبات اقتصادی و حکومت قانون؛ مورد توجه قرار گرفته است.
۱۰. Afghanistan after 2014: The way forward for Russia ، خرداد ۱۳۹۲
افغانستان بعد از 2014: راه فراروی روسیه
به باور نویسنده، ممکن است این‌طور به‌نظر آید که روسیه هم از حضور نیروهای خارجی در افغانستان و هم از خروج آنها در سال 2014 احساس پیروزی و درعین‌حال، احساس شکست دارد، اما این برداشت تا حد زیادی به نحوه ارزیابی روسیه از نگرانی‌های امنیت ملی خود در منطقه دارد: بی‌ثباتی، افراط گری و موادمخدر نگرانی‌های اصلی روسیه درباره افغانستان هستند. روسیه به شکل مستقیم تحت‌تاثیر بی‌ثباتی و افزایش خشونت در افغانستان نیست، اما منافع آن در آسیای مرکزی به شدت تحت‌تاثیر تحولات این منطقه و به تبع آن امنیت در افغانستان است. مسئله موادمخدر نیز به شدت روسیه را آزار می‌دهد و موادمخدر تهدید مستقیم‌تری علیه این کشور است.

۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ |