درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > ایران > روابط خارجی > روسیه شوروی > (۱۵ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



نوشتار حاضر برگرفته از کتاب«تاریخ خوی» است. به باور نویسنده، روس‌ها در دومین اشغال آذربایجان قصد تصرف همیشگی این استان را داشتند. ورود نیروهای تازۀ دشمن به تبریز، یکی از خونین‌ترین و فجیع‌ترین رویدادها در تاریخ ایران را رقم زده است. این نوشتار به بررسی موضوعاتی چون: خوی در اشغال دشمن، خوی در جنگ جهانی اول، چگونگی و چرایی رفتن روس‌ها و سوزاندن بازار خوی، پرداخته است.
با توجه به جهت‌گیری‌های متفاوت اتحاد جماهیر شوروی در روند پیروزی انقلاب اسلامی و با تاکید بر این‌که مسکو یک تحلیل مشخص و قانونمند در رابطه با تحولات ایران نداشت، این پرسش مطرح می‌شود که چه عامل یا عواملی بر مواضع اتحاد شوروی در برابر ایران موثر بوده است. در این راستا کتاب حاضر تلاش دارد تا ضمن بررسی عوامل خارجی به‌صورت کلی و مواضع و سیاست‌های شوروی در مقابل نهضت اسلامی ایران به‌طور خاص نگاهی بر تاریخ انقلاب اسلامی بیفکند. محدودة زمانی این پژوهش از حدود ۱۵ خرداد سال ۴۲ تا پیروزی انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار داده است. در این جهت تاریخ روابط دو کشور به‌طور مختصر بررسی شده است.
روابط ایران و روسیه تاریخچه طولانی دارد تا جایی که برخی مورخین آغاز ارتباط بین مردم این دو سرزمین را سده سوم میلادی می‌دانند. در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان روابط ایران و روسیه پیش از فروپاشی شوروی را به دو دوره «تزارها» و «کمونیست‌ها» تقسیم کرد. نوشتار حاضربه صورت تاریخی، روابط این دو کشور را در دوره تزارها مورد ارزیابی قرار داده است.
فرایند رقابت‌های آمریکا و شوروی در چهارچوب نظام دوقطبی و دوران جنگ سرد بر دو محور اساسی یعنی به‌دست‌آوردن منافع اقتصادی که در راس آن نفت قرار داشت و کسب منافع ایدئولوژیک استوار بود. رقابت‌های دو ابرقدرت در دهه ۱۹۵0‌م در ایران پروژه‌ای از این پروسه عظیم محسوب می‌شد. هرچند رقابت‌های اقتصادی بر سر منابع نفتی استان‌های شمالی در سال‌های نزدیک به ۱۹۵۰م به نفع شوروی تمام نشد و برای آمریکا نیزبه نتیجه‌ای نرسید. لیکن در نهایت در دهه مذکور و در سیستم‌های منافع اقتصادی ـ ایدئولوژیک آمریکا برنده میدان این رقابت بود.
پس از فروپاشی شوروی عواملی چون افزایش تعداد همسایگان شمالی از دو کشور به چهار کشور و تغییر ساختار حاکم بر روابط بین‌الملل منجر به راهیابی کشورها و قدرت‌های جدیدی در منطقه و تحول در مفهوم امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران گردیده است. این کتاب به شناسایی تحول در تهدیدات امنیت ملی و منابع ناامنی به وجود آمده در نتیجه تغییر و تحولات ساختار بین‌المللی پرداخته است.
در بررسی تاریخی روابط ایران و روسیه تا آغاز انقلاب مشروطیت می‌توان به یکی از تجاوزات نظامی روسها اشاره نمود که با تصرف آشوراده و تسخیر بخارا و خیوه و مرو و خوقند و ایالات ترکستان و پیشرفت آنها تا حدود خراسان، به عهدنامه‌ای رسمی مبنی بر واگذاری آن سرزمین‌ها به روسیه در سال ۱۲۹۸ انجامید. تجاوزات پی در پی و کمرشکن روسیه به حقوق ایران و زیر پا گذاشتن حاکمیت آن با فشارهای فوق‌العاده و گرفتن امتیازات بسیار، ایران را از پا انداخت و آثار روحی بدی بر ملت ایران گذاشت. مقاله حاضر به شرح این وقایع می‌پردازد.
این کتاب با ارائه تحلیل نسبتا جامع از جریان وقایع منتهی به انقلاب اکتبر و تضاد و درگیری سردمداران روسیه و نیز چگونگی قدرت‌گیری رضاخان می‌کوشد تا تحولات رفتار و استراتژی دولت جدید روسیه را در قبال ایران تحت سیطره انگلستان توضیح دهد. این اثر نشان می‌دهد که واکنش شوروی در قبال حکومت رضاشاه، در چنبره اصل منافع ملی این کشور گرفتار آمده بود و نگرش‌های ایدئولوژیک چندان دخیل نبودند.
از آنجایی که آذربایجان یکی از مراکز مهم نفوذ حزب توده در ایران ۱۳۲۰ بود، اتحادیه‌های کارگری متعددی در تبریز و سایر مناطق تحت نفوذ شوروی پدیدار شدند. اما تشکیل این اتحادیه برای کمونیست‌ها و توده‌ای‌ها تناقض داشت؛ زیرا ایدئولوِژی انقلاب کمونیستی بر اساس مقابله با رابطه ظالمانه کارفرما و کارگر شکل گرفته بود و از طرفی، اعتصابات کارگری می‌توانست کمک‌رسانی کارخانه‌های صنعتی تبریز و سایر مناطق به شوروی‌های در حال جنگ با متحدین را دچار وقفه کند. نخستین اتحادیه کارگری در آذربایجان توسط کسانی چون یوسف افتخاری بنیانگذاری شد. مقاله حاضر به شرح مخالفت‌های حزب توده علیه رهبران و کارگران این اتحادیه می‌پردازد
با توجه به آنکه در تعاملات بین‌المللی عوامل ذهنی، روانی و فرهنگی نقش مهمی را ایفا می‌کنند و البته در این میان، منافع ملی، شرایط زمانی و جغرافیایی، ساختار و ماهیت نظام بین‌الملل را نیز نمی‌توان نادیده گرفت، در نوشتار حاضر سعی شده است تا روابط ایران و روسیه فدراتیو با توجه به عوامل نوع اول بررسی گردد؛ لذا با اصل قرار دادن عوامل ذهنی، ادراکی و تصوری ایرانیان نسبت به روس‌ها دریاره امکان گسترش روابط دو کشور و موانع پیش روی این امکان بحث می‌شود و در پاسخ به این پرسش که «چرا ایران نمی‌تواند به روسیه به عنوان شریک و متحدی استراتژیک اعتماد نماید؟» بیان می‌شود که به دلیل سوابق تاریخی و اقدامات روس‌ها نسبت به ایران، روسیه تصویر خوبی در ذهن ایرانی ندارد.
با تضعیف دولت تزاری روسیه و سقوط آن، دولت‌های موقتی به ریاست لووف و سپس کرنسکی تشکیل شد. این دولت‌ها در سیاست داخلی روسیه تحولاتی به وجود آوردند؛ اما در سیاست خارجی همان سیاست دولت تزاری را ادامه دادند. در مورد ایران نیز جریان به همین ترتیب بود. در زمان حکومت موقت روسیه به ریاست لووف و کرنسکی، روسیه سیاست خود را نسبت به ایران هیچ تغییری نداد، بلکه سپاهیان بیشتری را به خاک این سرزمین اعزام کرد.

۱ | ۲ |