درگاه دید > موضوعات > سیاست و حکومت > دموکراسی > (۱۷۹ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



بی‌شک نفت مهم‌ترین و در عین حال سیاسی‌ترین کالاي اقتصادي جهان امروز به شمار می‌رود. افزایش درآمدهاي نفتی بنابر تجربه تاریخی نه تنها موجب رشد اقتصادي و رفاه عمومی نشده است بلکه بیشتر صرف هزینه‌هاي نظامی شده و افزایش کیفیت تسلیحاتی را به دنبال داشته است. این امر به ویژه در مورد کشورهاي حاشیه خلیج فارس مشهود است. لذا این نوشتار به بررسی تاثیر متقابل درآمدهاي نفتی، دولت رانتیر و دموکراسی پرداخته است.
کتاب«نظم سیاسی در جوامع در حال تغییر» از مهم‌ترین کتاب‌های ساموئل هانتینگتون است. این کتاب احتمالا واپسین تلاش جدی و مهم برای ایجاد نظریه عمومی توسعه سیاسی بود و اهمیت آن در ضرورت حضور در میان نظریاتی بود که در سال‌های دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ بر این حوزه مسلط شده بودند. هانتینگتون بسیار عمیق‌تر از واکنش منفی‌اش به نظریه مدرنیزاسیون که سبب شهرت کتاب نظم سیاسی شد معتقد به پایداری ارزش‌های فرهنگی و اولویت مذهب به عنوان شکل‌دهنده هر دو معقوله توسعه سیاست ملی و روابط بین‌الملل بود.
از مفاهیم اساسی در تحلیل ساختارهای سیاسی جوامع، مفهوم دموکراسی است که در نظام اجتماعی ایران (پس از انقلاب)، این مفهوم در چالش با برداشت‌های دینی قرار گرفته است. لذا انجام یک بررسی از جایگاه دموکراسی که اساسا در جوامع غربی مورد نظریه‌پردازی قرار گرفته و مردم‌سالاری دینی که مورد بحث اندیشمندان دینی است، ضروری به نظر می‌رسد. این نوشتار به تحلیل مفهوم دموکراسی دینی و دموکراسی سکولار غربی پرداخته است.
برای مردم‌سالاری دو تاریخ مجزا می‌توان در نظر گرفت؛ یکی مردم‌سالاری که با تجلی در مدینه‌النبی به منصه ظهور رسید و در سیر تحولات جهان اسلام ادامه یافته که از آن به نام «مردم‌سالاری دینی» یاد می‌شود و دیگری مردم‌سالاری شکل‌گرفته در جامعه غربی که اصطلاحا می‌توان آن را «مردم‌سالاری سکولار» نامید. مردم‌سالاری دینی ضرورتا از مفهوم دموکراسی غربی به عاریت گرفته نشده است؛ زیرا مردم‌سالاری دینی و دموکراسی غربی تفاوت‌های بنیادین با هم دارند که مشهورترین آنها این است که دموکراسی دارای خاستگاهی اومانیستی است، ولی مردم‌سالاری دینی فقط در قالب و بستر جهان‌بینی الهی قابل طرح است. این تفاوت‌های اساسی در این نوشتار بررسی و ارزیابی شده است.
نقش فرهنگ سیاسی در شکل‌گیری نظام‌های سیاسی و رفتار سیاسی کشورها، از نیمه دوم قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت. امروزه این مفهوم به‌عنوان رهیافتی بنیادین برای شناخت و پیش‌بینی شکل نظام‌های سیاسی و رفتار سیاسی کشورها از اهمیت بسیاری برخوردار شده است، رویکردی که در عصر جهانی شدن و کشف اهمیت و ظرفیت فرهنگ در عرصه روابط بین‌الملل نقش و وظیفه تعیین‌کننده‌ای در کاربرد قدرت نرم بر دوش دارد. قدرت نرم با فرهنگ عمومی سروکار دارد. اما در بعدی راهبردی، بخش خاصی در فرهنگ عمومی جامعه مخاطب و خودی وجود دارد که می‌تواند جایگاه منبع، مقصد، محل وقوع و کاربرد درازمدت قدرت نرم را اشغال کند. این بخش تحت عنوان فرهنگ سیاسی شناخته می‌شود.
۲۶. democracy and deep divides ، ارديبهشت ۱۳۸۹
دموکراسی و شکاف‌های عمیق
نویسنده در نوشتار حاضر با مفروض گرفتن تئوری توسعه سیاسی مارتین لیپست، به بررسی چگونگی مدیریت شکاف‌های اجتماعی در حکومت‌های دموکراتیک پرداخته است. نویسنده از بین شکاف‌های مختلف اجتماعی شکاف‌های زبانی، مذهبی و قومیتی را انتخاب نموده و به بررسی آنها در سه کشور کانادا، آمریکا و هند پرداخته است. اگرچه نمی‌توان به طور کامل اذعان داشت که کشورهای دموکراتیک در مدیریت شکاف‌های زبانی، قومی و نژادی موفق‌تر بوده‌اند اما این حکومت‌ها به واسطه ظرفیت‌های نهادی که دارند از زمینه‌های مستعدتری برای مدیریت این شکاف‌ها برخوردارند.
فرهنگ سیاسی ازجمله مباحث و مسائل مهم مربوط به حوزه جامعه‌شناسی و سیاست است. فرهنگ سیاسی درواقع، آن بخش از فرهنگ عام جامعه است که به حوزه سیاست ربط دارد. فرهنگ سیاسی را می توان دایره و یا ظرفی درنظر گرفت که در آن نوع نگرش افراد جامعه نسبت به سیاست و نوع برخورد و تعامل آنها با نظام سیاسی و در کل نحوه رفتار سیاسی آنها شکل گرفته و معنا پیدا می‌کند. این نوشتار به بررسی تاثیرگذاری پدیده جهانی شدن و پیامدهای آن بر حوزه‌های سیاست و فرهنگ ایران به‌طور عام و فرهنگ سیاسی به‌طور خاص در فاصله بین سال‌های ۶۸ تا ۸۴ می‌باشد.
جهانی شدن در هر کدام از ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پیامدها و نتایجی به‌دنبال دارد که دقیقا از طریق همین پیامدها است که فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای جوامع در جنبه‌های مختلف فراهم می‌کند و بر حوزه‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنها تاثیر می‌گذارد. این پژوهش نیز به‌دنبال بررسی تاثیرگذاری پدیده جهانی شدن و اثرات آن بر حوزه‌های سیاسی و فرهنگی ایران و به‌ویژه فرهنگ سیاسی آن در خلال سال‌های پس از جنگ می‌باشد.
لیوتار ضمن آسیب‌شناسی جوامع مدرن، وضعیت پیش‌آمده، یعنی فرو ریختن فراروایت‌ها و تبدیل شدن آنها به روایت‌های خرد و محلی در تمام حوزه‌ها را گرامی می‌دارد. نظریه دموکراسی متکثرگرای لیوتار مبتنی بر مبانی معرفتی و جامعه ‌شناختی است که باید به آنها هم توجه شود، زیرا بدون شناخت صحیح آنها شناخت این نظریه ناقص خواهد بود. او با کاربست مفاهیم خرده‌روایت‌ها، بازی‌های زبانی، گفتمان و روایت تصویری بر آن است تا زمینه‌های شکل‌گیری و ابراز هویت خرده‌روایت‌های محلی و به حاشیه رانده‌شده از یک‌سو و زندگی روایت‌های متنوع و متکثر هرچه بیشتر را فراهم آورد.
هدف این نوشتار یافتن پاسخی علمی به این پرسش اساسی است که آیا بین دموکراسی و سکولاریسم نوعی تلازم منطقی برقرار است یا این‌که از یک منظر جامعه‌شناختی عامل دیگری در سکولاریزه شدن دموکراسی ایفای نقش می‌کند؟ در جست‌وجوی پاسخ این پرسش، از این فرضیه استفاده شده است که مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده نسبت دموکراسی و سکولاریسم، گرایشات ایدئولوژیک نیروهای اجتماعی قالب جامعه است. این فرضیه با روش مطالعه موردی و کنکاش تاریخی بررسی شده و در همین چارچوب تجربه دموکراتیک فرانسه و ایران مورد توجه قرار گرفته است. نتایج حاصله، فرضیه فوق‌الذکر را تایید کرده است. بر همین اساس می‌توان گفت بین دموکراسی و سکولاریسم رابطه تلازم منطقی وجود نداشته و شکل‌گیری دموکراسی سکولار مسبوق به وجود زمینه اجتماعی ویژه‌ای است.

۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | >> ۱۸