درگاه دید > کشورها و گروه‌های کشوری > آسیا > خاورمیانه > ایران > امنيت ملی > (۳۰۳ مدرک)
 
 

انواع مدارک نمایش داده‌شده:

        



۱. Türkiye-Irak yakınlaşması İran'ın güvenliği için de çok önemli ، دي ۱۳۹۵
نزدیکی ترکیه- عراق برای امنیت ایران نیز بسیار مهم است
مسعود حاکّی چاشین، استاد حقوق بین‌الملل و ابراهیم جان بُلات، استاد رشتۀ روابط بین‌الملل دانشگاه‌های ترکیه، در مصاحبه‌ با خبرگزاری آناتولی، از دورۀ جدید در مناسبات عراق و ترکیه سخن گفته‌اند که در این دوره منافع ایران نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد. حاکّی چاشین بر این باور است که ایران باید از نزدیکی ترکیه - عراق خشنود باشد؛ زیرا اولا امنیت ایران به‌واسطۀ گسترش فعالیت پ‌ک‌ک در مرزهای غربی به خطر نمی‌افتد، ثانیا باتوجه به مواضع ضدایرانی هیات حاکمۀ جدید آمریکا، ایران قطعا به همکاری با ترکیه در منطقه نیاز بیشتری پیدا خواهد کرد.
جنگ هیبریدی یا همان جنگ ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیده‌ای اطلاق می‌شود که ترکیبی از نبردهای متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی را در خود جای داده است. درواقع طیف گسترده‌ای از ابزارهای متعدد به شیوۀ متقارن یا نامتقارن در این نوع جنگ که نبردی غیرخطی به‌شمار می‌رود مورد استفاده قرار می‌گیرد. نوشتار حاضر با توجه به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و کشورهای مهمِ آن از قبیل: آمریکا، انگلیس و فرانسه، به بررسی جنگ هیبریدی و فرصت و تهدیدهای آن برای ایران پرداخته است. این نوشتار گفت‌و‌گویی است با دکتر محسن جلیلوند، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل، درخصوص جنگ هیبریدی.
پیمان‌های دفاعی به‌عنوان یکی از ابزارهای دیپلماسی دفاعی، یکی از ابعاد مهم قدرت نرم دفاعی به‌شمار می‌روند. به‌‌این‌دلیل، پاسخ به تهدیدات برآمده از پیمان‌های دفاعی رقبای منطقه‌ای ایران، تنها از مسیر افزایش قدرت سخت دفاعی امکان‌پذیر نیست و به نتایج موثری منجر نخواهد شد. به باور نویسنده، راهکار بنیادین مقابله با تهدیدات ناشی از پیمان‌های دفاعی ازطریق اتخاذ راهکارهای متناظر در حوزۀ قدرت نرم دفاعی است. استراتژی دفاعی کنونی ایران باید به‌نحوی به‌هنگام توان تطابق‌پذیری با این تهدید را داشته باشد؛ درصورتی‌که هم‌اکنون ضعف‌های اساسی در استراتژی دیپلماسی دفاعی ایران دیده می‌شود؛ این ضعف‌ها عمدتا ناشی از نادیده گرفتن راهکارهای نرم دفاعی در حوزۀ دیپلماسی دفاعی است.
۴. Бесполетная зона над Сирией: риски для Ирана ، مهر ۱۳۹۵
خطرات منطقه پرواز ممنوع در سوریه برای ایران
نویسنده با اشاره به اینکه در اظهارات آقای روحانی در نیویورک (نشست 71 مجمع عمومی سازمان ملل) تمرکز اصلی بر مسئلۀ سوریه بود و ازجمله وی تأکید کرد که ایجاد منطقه ممنوع پرواز در سوریه پیچیدگی مسائل را بیشتر کرده و ازجمله به تقویت گروه‌های مسلحی خواهد انجامید که ازسوی قدرت‌های خارجی حمایت می‌شوند. ایجاد منطقۀ ممنوع پرواز سبب تغییر موازنۀ قوا به ضرر ایران، روسیه و سوریه و احیای تروریسم در سوریه خواهد شد که طی ماه‌های اخیر تضعیف شده است. این طرح تنها به نفع طراحان آن خواهد بود.
نوشتار حاضر در مقام پاسخ به این پرسش برآمده است که بازخوانی تهدیدها در اندیشۀ مقام معظم رهبری چگونه است؟ نویسنده، تلاش دارد با احصای شاخص‌های شناخت تهدید این مهم را مورد توجه قرار دهد. نتایج حاصل از بررسی‌ها حاکی از آن است که شناخت تهدیدها ازمنظر معظم‌له دارای دو حوزۀ درونی و بیرونی است. حوزۀ درونی به ابعاد فردی و سازمانی و حوزۀ بیرونی به ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی تقسیم می‌شوند. نقطۀ کانونی و محور تمامی این مولفه‌ها، شاخص مهم شناخت است که تاکید مقام معظم رهبری بر موضوع شناخت در حوزۀ درونی و به‌طور اخص شناخت سازمانی و پس از آن، شناخت فردی است.
اوکراین از زمان استقلال با بحران‌های متعددی مواجه بوده است که نقطۀ اوج آن در سال 2014 و تقابل آمریکا و روسیه در مورد آن بوده است. نوشتار حاضر درصدد پاسخ به این سوالات است که ریشه‌های بحران 2014 اوکراین چیست؟ و تقابل روسیه و آمریکا در بحران اوکراین چه تاثیری بر منافع ملی ایران دارد؟ فرضیۀ پژوهش این است که بحران اوکراین، ریشه در رقابت روسیه و آمریکا در این کشور دارد که در انقلاب‌های نارنجی، آبی و بحران 2014 به منصۀ ظهور رسیده است. این بحران باعث تقویت روابط مسکو- تهران در راستای تحقق منافع ملی ایران خواهد شد. برای آزمون این مدعا، منافع ملی ایران در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بررسی شده است.
پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که با توجه به تغییر در محیط امنیتی بعد از انقلاب اسلامی، یعنی گسترش نقش هژمون منطقه‌ای به رهبری آمریکا و افزایش قدرت یابی ایران در تنگۀ هرمز، ایران با به‌کارگیری چه نوع الگوی امنیتی‌ای درخصوص تأمین امنیت ملی خود در حوزۀ استراتژیک تنگۀ هرمز تلاش می‌کند؟ فرضیۀ نوشتار این است که با تغییر در محیط امنیتی خلیج فارس با ویژگی‌هایی مانند گسترش هژمون منطقه‌ای و افزایش قدرت‌یابی ایران در تنگۀ هرمز و همچنین تحولات سیاسی جدید در پیرامون ایران یعنی عراق و عربستان، به‌نظر می‌رسد این کشور به‌سمت اتخاذ یک الگوی امنیتی جدید در تنگه حرکت کرده است. نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای صورت گرفته است.
نوشتار حاضر به بررسی ساخت نامتوازن قدرت در پاکستان و نگاه بازیگران در داخل این کشور به مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی پرداخته است. به باور نویسنده، ساختار قدرت در پاکستان متشکل از ارتش و هستۀ مرکزی قدرت در آی‌اس‌آی، بخش سیاسی و بخش مذهبی است. پرسش اصلی نوشتار این است که، با در نظر گرفتن این ساختار قدرت، جمهوری اسلامی ایران با چه سیاستی و با اتکا به کدام نیرو در پاکستان می‌تواند منافع ملی و امنیتی خود را پیگیری کند؟
صاحب‌نظران سیاسی داخلی و خارجی معتقدند تحولات سال‌های اخیر در خاورمیانه و جهان، ایران را در موقعیت تفوق استراتژیک قرار داده است؛ به‌گونه‌ای که در تاریخ سیاسی دویست سالۀ اخیر هیچ‌گاه ایران از چنین جایگاه و قدرت منطقه‌ای و جهانی برخوردار نبوده است. به باور نویسنده، تحولات تاریخ اخیر خاورمیانه، ایران را هم با فرصت‌ها و هم با تهدیدهای بی‌سابقه یا کم‌سابقه‌ای مواجه کرده که ناتوانی در بهره‌برداری از فرصت‌ها، موجب تفوق تهدیدها خواهد شد. نوشتار حاضر به بررسی این تهدیدها پرداخته است.
نشست ماه شمارۀ پنجاه، از ماه‌نگار دیده‌بان امنیت ملی ج.ا.ایران، به بررسی «چشم‌انداز آیندۀ تحولات عربستان سعودی» براساس سند چشم‌انداز 2030 این کشور که اخیرا در مصاحبۀ محمد بن سلمان از آن رونمایی شده است، اختصاص دارد. در این نشست، که با حضورآقای محمد فرازمند، مدیرکل خلیج فارس وزارت امور خارجه برگزار شد، زوایای مختلف این سند و جایگاه عربستان سعودی در تحولات آتی منطقه و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نوشتار حاضر نسخۀ تدوین‌شدۀ این نشست است.

۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | >> ۳۱